شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
گذشته حاصل و موجود مترادف گرفته مىشدند ولى طبق اين قول بين حاصل و موجود تفاوت هست.[١]
٢ـ قول به اينكه صفت شىء لزوماً شىء نيست بلكه صفت شىء نه موجود است و نه معدوم.[٢]
٣ـ قول به اينكه مفهوم «الذى» و «ما» [كه دو موصول مىباشند] با مفهوم شىء متفاوت است.[٣]
شيخ مىفرمايد كه قائلين به اين اقوال اهل تشخيص و تمييز امور نيستند و نسنجيده سخن مىگويند، و يعنى اگر از آنها درخواست شود كه مراد خويش را توضيح دهند نمىتوانند و لذا رسوا و مفتضح مىشوند.[٤]
فنَقولُ الآنَ: إِنَّه و إِنْ لم يكن الموجودُ ـ كما علمتَ ـ جنساً و لا مَقولا بِالتَّساوى على ما تحتَه، فإِنَّه معنىً متّفقٌ فيه علَى التَّقديمِ وَ التّأخيرِ. و أَوَّلُ ما يكونُ، يكونُ للماهيّةِ الَّتى هى الجوهرُ ثمَّ يكونُ لما بعدَه. وَ إِذ هو معنىً واحدٌ ـ عَلى النَّحو الَّذِى أَومأْنا اليهِ ـ فتلحقُه عوارضُ تخصّه كما قدْ بيَّنّا قبلُ. فلِذلكَ يكونُ له علمٌ واحدٌ يتكفَّلُ به كما أَنَّ لجميعِ ما هو صِحّىٌّ علماً واحداً.
[١] بعضى اين قول را همان قول به ثبوت معدومات و همان قول به اينكه معدوم شىء است، دانستهاند. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٦ ـ خوانسارى، الحاشية ص ٢٠١] [٢] اين قول همان قول به «حال» است. امّا وجه تخصيص آن به صفت اين است كه چون خود قائلين به حال، آن را صفت موجود معرفى كردهاند. [خوانسارى، همان ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٢٧١] [٣] اين همان قول به اعم بودن مخبر عنه از شىء است. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٦] [٤] ملاصدرا در ردّ اقوال مذكور اشكالى را مفصلا بيان مىكند تا آنان رسوا شوند. بعداً خودش همان اشكال را بطور خلاصه چنين مىآورد: از اينان مىپرسيم آيا معدومِ ممكنْ موجود است يا موجود نيست؟ شكى نيست كه يكى از اين دو «نفى» و ديگرى «اثبات» است و چيزى از نفى و اثبات ـ بنا به اعتراف خود اينان ـ خارج نيست. اگر پاسخ دهند: معدوم ممكن موجود است، به امر محالى ملتزم شدهاند.
اگر پاسخ دهند كه معدوم ممكن موجود نيست پس وجود را از معدوم ممكن «نفى» كردهاند. معناى اين سخن آن است كه معدوم ممكن «منفى» است در حالى كه اينان هر «منفى»اى را ممتنع مىدانند پس لازم مىآيد كه بعضى ممكن الوجودها ممتنع باشد و اين لازمه هم ظاهر الاستحاله است [تعليقات، ص ٢٦]
خوانسارى بر اين سخنان ملاصدرا اشكالى وارد كرده كه طالبين را فقط به محل ذكر آن اشكالات راهنمايى مىكنيم. [الحاشية، صص ٤ـ٢٠٣]