شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٢
خطأ و له فيها غَرَضٌ خَفىٌّ، بَل أَكثُر الحُكماءِ بَل الأَنبياءُ الّذين لايُؤتَونَ من جهة غلطاً أَو سهواً[١] هذه وتيرتُهم. فهذا يُزيلُ شُغلَ قلبِه مِن جهةِ ما استنكر مِن العُلماءِ.
«و [فيلسوف به شكاك بايد بفهماند] كه بعضى از فضلاء رموزى را استفاده مىكنند و الفاظى را بر زبان مىآورند كه در ظاهر شنيع و يا اشتباه است و در آوردن اين الفاظ غرض پنهانى دارند. بلكه بيشتر حكماء و حتى بيشتر انبياء كه از هيچ جهتى اشتباه و سهوى نداشتند، روششان همين است [كه از رموز استفاده مىبرند]. اين مطالب [كه به شكاك گفته شود]دغدغه و نگرانى او را كه بخاطر مطالب عجيب و غريب بزرگان حاصل شده بود، برطرف مىكند.»
بعضى با تمسك به كلمات بعضى بزرگان، كه داراى ظاهرى عجيب و غريب و غير قابل قبول است، مىخواهند توجيهى براى شكاكيت خود دست و پا كنند. شيخ راه حلّ اين مشكل را اين مىداند كه به آنها اين امر را بفهمانيم كه گاهى بزرگان مطالب و حقايقى را در قالب رموزْ اظهار مىكنند و مراد آنها همان معانى ظاهرى سخنانشان نيست. نبايد به همان ظواهر چسبيد و با استناد به آنها سخن ايشان را نادرست دانست و سپس مدعى شد كه وقتى چنين بزرگانى سخنانى بدين پايه از سستى و بطلان مىزنند چه توقعى از ديگران بايد داشت؟ بلكه ديگران بايد توقف كنند و راجع به حقايق هيچ اظهار نظرى نكنند!
[١] بعضى از محشين و شارحان الهيات شفاء اين سخن شيخ را كه «الانبياء الذين لايؤتون من جهة غلطاً او سهواً» دليل بر درستى عقيده شيخ در مسأله نبوت دانستهاند از جمله آقاحسين خوانسارى در الحاشية [ص ٣٠٢]. يكى از محشين كلام شيخ گويد: شيخ بارع [= نيكو، كسى كه در فضل و دانش بر همگنان برترى دارد. (فرهنگ معين، ج ١)] اعتقاد به عصمت انبياء عليهمالسلام داشته است و شأن او بالاتر از اين است كه به او ـ كه در اقليم وجود معلّم است ـ اعتقاد به عدم عصمت نسبت داده شود چرا كه شيخ در جميع علوم كمالى متبحر بوده و بعد از چنين مرتبه عالىاى معنا ندارد كه او از عامه باشد و شگفت از شيخ كه چنين عقيدهاى را در اينجا اظهار كرده ولى اصحابِ ظاهر، عقايد او را صحيح نمىدانند در حالى كه بعضى از فقهاء شيعه قطع به جواز سهو بلكه به وقوع سهو [در حق انبياء] دارند. [الهيات چاپ تهران، ص ٣٠٩]