شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٣ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
مىباشد؟! در تعريف «امكانداشتن» و «خبر» از واژههاى «شىء» يا «امر» يا «چيزى كه» يا «آنچه كه» استفاده مىشود در حالى كه همه اينها مترادف با «شىء» مىباشند پس چگونه مىتوان تعريف حقيقى براى «شىء»، عرضه كرد بواسطه چيزى كه خودش بوسيله شىء تعريف و شناخته مىشود؟ بله چه بسا كه در اين سخن و امثال اين سخن تنبيهى [بر «شىء» و أمثال آن كه بديهىاند] باشد.»
تعريف «شىء» به «ما يصحّ الخبر عنه» و اشكالات اين تعريف
در منطق گفتهاند كه تعريف يا معرّف (به كسر راء) بايد أجلى و أظهر از معرّف (به فتح راء) باشد. حال اگر «آنچه كه مىتوان از او خبر داد» را تعريف و معرّف (به كسر راء) شىء قلمداد كنيم، اين قانون منطقى را نقض كردهايم چون در تعريف شىءاز مفهوم «امكان» و «خبر» بهره جستهايم در حالى كه خود اين دو مفهوم از «شىء» واضحتر نيستند.
به علاوه خود «امكان» و «خبر» را به مفهومى مثل «چيزى» يا «آنچه كه» و امثال اينها تعريف مىكنيم. مثلا مىگوييم: «خبر» چيزى است كه با آن تفاهم حاصل مىآيد. پس بايد تصورى از «چيزى» داشته باشيم تا بتوانيم خبر را به وسيله آن تعريف كنيم. حال اگر در تعريف «شىء يا چيزى» از «خبر» بهره بگيريم تعريف دَورى خواهد شد و تعريف دورى هم از نظر منطقى تعريف صحيحى نيست.
البته فراموش نكنيم كه اگر بخواهيم «شىء» را با بهرهگيرى از مفهوم «خبر» و «امكان» تعريف حقيقى بكنيم، مواجه با اين دو اشكال هستيم ولى اگر بخواهيم از اين دو مفهوم استفاده كنيم و تنبيه بر معناى «شىء» كنيم اشكالى متوجه ما نخواهد بود.
وأَمّا بِالحقيقةِ فإنَّك إِذا قُلتَ: إِنَّ الشَّىءَ هو ما يصحُّ الخبرُ عنهُ تكونُ كأَنَّك قُلتَ: إِنَّ الشَّىءَ هو الشّىءُ الَّذى يصحُّ الخبرُ عنه لأَنَّ معنَى «ما» و «الذى» و «الشىء» معنىً واحدٌ فتكونُ قد أَخذتَ الشَّىءَ[١] فى حَدِّ الشّىءِ.
[١] گفتنى است كه در الحاشيه مرحوم خوانسارى اشكالى مطرح شده كه «الشى» ذاتى براى چيزى نيست پس اگر در تعريف امرى، «شى» اخذ شود اشكالى نخواهد داشت. و اين سخن تتمهاى هم دارد و در آن پاسخهايى به اين اشكال داده شده كه به لحاظ عدم اهميت از ذكر آن پرهيز مىشود. [ص ١٧٥ تا ١٧٧]و مرحوم نراقى هم همين اشكال و جوابها را آورده است. [شرح الهيات، ص ٢٢٢ تا ٢٢٤]طالبين به آدرسهاى داده شده مراجعه كنند.