شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - تعيين موضوع فلسفه
«و مبدأ، مبدأ براى همه موجودات نيست و اگر مبدأ براى همه موجودات مبدأ مىبود براى خودش هم مبدأ مىشد [و اين محال است]، بلكه كلّ موجودات مبدأ ندارد. مبدأ فقط مبدأ براى موجود معلول است يعنى براى بعضى از موجودات مبدأ است. پس اين علم [= فلسفه]بحث از مبادى مطلق موجود نمىكند.»
سخن قبلى شيخ كه با «فالجواب عن هذا» شروع مىشد پاسخى بود به اين اشكال كه چرا بحث از مبادى موجودات جزو مسائل فلسفه بحساب مىآيد با اينكه بحث از مبادى جزو مسائل علم نيست؟ و پاسخ شيخ اين بود كه: «مبدئيت» از مقوّمات موجود نيست بلكه از عوارض آن است و در واقع مبادى و مقوّمات موضوعات ساير علوم در فلسفه مورد بحث قرار مىگيرند نه مبادى موضوع خود فلسفه كه عبارت است از «موجود بما هو موجود».
حال شيخ با اين عبارت «ثم المبدأ...» مىخواهد نكته ديگرى را خاطرنشان كند و آن اين است كه بايد توجه داشت كه اگر در فلسفه سخن از مبادى موجودات بميان مىآيد، منظور مبدء يا مبادى «كلّ» موجودات نيست بلكه منظور، مبادى موجوداتى است كه محتاج به مبدأ مىباشند يعنى موجودات معلول. اگر در فلسفه بحث مىكنيم كه واجب الوجود مبدء موجودات است مرادمان اين نيست كه مبدء براى همه موجودات است چرا كه يكى از موجودات خود واجب الوجود است كه مبدء نمىخواهد.
همينطور در بحث «علل اربع» بايد توجه داشت كه اولا همه معلولها محتاج اين چهار علت نيستند چرا كه موجودات مجرد فقط محتاج علت فاعلى و غايى مىباشند. ثانياً در مواردى هم كه اين چهار علت، مبدء بحساب مىآيند مبدء براى خودشان نيستند يعنى مثلا وقتى سخن از «مبدئيت» ماده براى ماديات مىشود و مىگويند «هر موجود مادّى بايد ماده اولى يا هيولا داشته باشد» مراد اين نيست كه خود ماده هم ماده مىخواهد و گرنه تسلسل لازم مىآيد.
پس در فلسفه بحث از مبدء كل موجودات مطرح نيست بلكه بحث از مبدء بعضى از موجودات مطرح است و بحث از مبادى بعضى از موجودات، بحثى از مبادى