شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٩
وَ أَيضاً إِذا لم يُلتفَت إِلى علم آخَر و قُسِّم موضوعُ هذا العلمِ نفسُه إلى جوهر و عوارضَ تكونُ خاصّةً له، فيكونُ ذلك الجوهرُ الَّذى هو موضوعٌ لعلم مّا أَو الجوهرُ مُطلقاً ليس موضوعَ هذا العلمِ، بل قسماً مِن موضوعِه، فيكون ذلكَ بنحومّا عارضاً لِطبيعةِ موضوعهِ الذَّى هو الموجودُ بأَن[١] صارَ ذلك الجوهرَ دونَ شىء آخَر لطبيعةِ الموجود أَن تُقارنَه أَو يكونَ هو. فإِنّ الموجودَ طبيعةٌ يصحُّ حملُها على كلِّ شىء، كان ذلكَ الجوهرَ أَو غيرَه، فإِنَّه ليسَ لاَِنَّه مَوجودٌ هو جوهرٌ أَو جوهرٌ مّا و موضوعٌ مّا على ما فهمتَ قبلَ هذا فيما سَلفَ.
جواب دوم از اشكال فوق
«و همچنين اگر به علم ديگرى توجه نكنيم و خود موضوع اين علم [= فلسفه اولى] را به جوهر و عوارضى كه خاصه آن است تقسيم كنيم، آن جوهر ـ كه موضوع علمى مىشود ـ يا جوهر مطلق، موضوع اين علم [= فلسفه] نيست بلكه قسمى از موضوع اين علم است پس آن [جوهر خاص يا مطلق] بنحوى عارض بر طبيعت موضوع [فلسفه]، كه موجود است، مىشود به اين صورت كه موجودْ اين جوهر مىشود نه چيز ديگرى كه طبيعت موجود مىتوانست با آن [چيز ديگر] مقارن يا متّحد شود، چه آنكه موجودْ طبيعتى است قابل حمل بر هر چيز، خواه آن چيز جوهر باشد يا غير جوهر، زيرا چنين نيست كه شىء بخاطر موجود بودنش جوهر [مطلق] يا جوهر خاص يا موضوع خاص باشد همانگونه كه قبل از اين، در گذشته، اين امر را فهميدى.»
اين بيان شيخ مبتنى بر اين است كه اصلا از علوم ديگر صرف نظر كنيم و به اين امر كارى نداشته باشيم كه موضوعات علوم ديگر چه چيزى هستند و چه رابطهاى با مسائل آن علوم دارند بلكه فقط و فقط به خود فلسفه و موضوعش توجه كنيم.
[١] گفتنى است كه در نسخه چاپ قاهره ـ كه نسخه اصل در نظر ماست ـ «أَن صار» ضبط شده ولى استاد مصباح نسخه ديگرى را كه «بأَن صار» ضبط كرده است مورد نظر قرار دادهاند تا اين جمله [= بأن صار ذلك الجوهر...]تفسيرى باشد بر جمله «فيكون ذلك بنحو مّا عارضاً...» و معناى جمله هم روشنتر و راحتتر شود. به ترجمه عبارت شيخ دقت شود. البّته در نسخههاى موجود در دسترس ما «بأن صار» ضبط نشده است.