شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٢ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
را مطرح مىكند و مىگويد:
فَنقولُ: إِنَّ الموجودَ والشَّىءَ والضَّرورىَّ، معانيها ترتسم فى النَّفسِ إِرتساماً أَوّليّاً، ليسَ ذلكَ إِلارتسامُ مِمّا يَحتاج إِلى أَن يُجلبَ بأشياءَ أعرفَ منها
«پس مىگوييم كه معانى موجود و شىء و ضرورى [خود به خود] و به نحو اوّلى در نفس [و ذهن] مرتسم و منتقش مىشوند يعنى ارتسام آنها محتاج آن نيست كه بوسيله اشيايى معلومتر از خود اينها جلب شود.»
بداهت مفهوم «موجود» و «شىء»
در عبارت شيخ دو ادّعا وجود دارد: ١ـ تصوراتى هستند كه بديهى و بىنياز از تعريف مىباشند. ٢ـ موجود، شىء و ضرورى مصداقهايى از تصورات بديهىاند.[١]البته اين سه مفهوم از باب مثال آورده شده نه اينكه مفاهيم بديهى منحصر به همين سه مفهوم باشد.
درباره ادّعاى نخستين، كه تصورات بديهىاى وجود دارند، شيخ بطور مفصل سخن خواهد گفت و ما به توضيح سخنانش مىپردازيم.
و راجع به ادعاى دومش چنين مىگويد: معانى موجود و شىء و ضرورى خودبخود در نفس «ارتسام» مىيابند. سؤال اينست كه چرا شيخ از تعبير «ارتسام» بهره گرفته است؟
پاسخ اينست كه وى مطلق علوم و خصوصاً تصورات را از قبيل ارتسام در نفس مىداند يعنى نفسْ نقش واقعيتها را مىپذيرد. و اين ارتسام به دو گونه تحقق مىيابد: يا ارتسام اوّلى است يعنى خود به خود در نفس حاصل مىشود، و يا اينكه بواسطه صورت ديگرى پديد مىآيد و به تعبير ديگرى ارتسام يك صورت به كمك صورت ديگر حاصل مىشود.
لذا گفتهاند: تصورات بلكه علوم مطلقاً يا ضرورى الحصول مىباشند و يا اكتسابىاند. «ضرورى الحصول» همان بديهى است و اكتسابى همان نظرى است. ضرورىها يا بديهىها توسط امور ديگرى به ذهن جلب و كشانده نمىشوند.
[١] در مورد موجود چهار قول وجود دارد: الف) امتناع تصور بالكنه موجود. ب) بداهت تصور موجود و نظرىبودن حكم به موجود. ج) نظرى بودن تصور موجود و حكم به موجود. د) بداهت تصور موجود و نيز بداهت حكم به موجود [نراقى، شرح الهيات، صص ٣ـ٢٠٢]