شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٣ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
مقدار به اين معناست كه در هندسه مورد بحث قرار مىگيرد آن هم نه به اين عنوان كه موجودى است. چراكه بحث از كميّت به عنوان امر موجود، مربوط به فلسفه اولى است بلكه در هندسه از كميّت به اين عنوان كه مستعدّ براى پذيرش نسبتهاى مختلف است، بحث مىشود.
از طرفى پذيرش نسبتهاى مختلف توقف دارد بر اينكه مقدار در عالم طبيعت تحقق داشته باشد چون عالم طبيعت است كه محل تغييرات است. البته ممكن است مراد از طبيعت همان عالم طبيعت در خارج باشد و حتى ممكن است «وهم» را هم مرتبط با طبيعت بدانيم چراكه روى مبناى مشّائين قوه واهمه يك قوه جسمانى است پس اگر مقدار با «وهم» هم مرتبط شد گويا تعلّق و ارتباطى با عالم طبيعت پيدا كرده است.
با توجه به نكته فوق، هندسهاى كه موضوعش مقدار است، علمى مرتبط با طبيعت خواهد بود و نمىتوان آن را «مابعد الطبيعة» دانست.
در عبارت شيخ تعبير «بعد الهيولى» آمده بود. ممكن است كه اين تعبير را «بَعد» [به فتح باء] بخوانيم و «بُعد» [به ضم باء] هم بخوانيم و هر دو احتمال را مىتوان بگونهاى توجيه كرد. اگر بعد [به فتح باء] خوانديم مراد اين مىشود كه «مقدار» بعد از هيولى است چون كه جسم مركب از هيولى و مقدار به معناى صورت جمسيه است كه به هيولى ضميمه مىشود و هر كدام از اين دو مبدأ براى جسم است و تقدّم هيولى به اين اعتبار است كه صورت جسميه در آن حلول مىكند و محلّ نوعى تقدّم بر حالّ دارد. اگر هم بعد [ به ضم باء] خوانديم مراد اين مىشود كه صورت مقداريه بُعد هيولى را مشخص مىكند چون خود هيولى فى حد نفسها بُعدى ندارد. زيرا براساس مبناى مشائين هيولى قوه محض است و هيچ فعليتى را دارا نيست پس به خودش نمىتوان بُعدى را نسبت داد. بنابراين بُعدى كه به جسم مركب و يا به هيولى نسبت داده مىشود اولا متعلق به صورت جسميه است و ثانياً به جسم مركب و يا به هيولى نسبت داده مىشود.
وَأَمّا العددُ فالشُّبهةُ فيه آكدُ، ويُشبهُ فى ظاهرِ النَّظرِ أَن يكونَ علمُ العددِ هو علم «مابعدَ الطَّبيعةِ» إِلاّ أن يكونَ علمُ «مابعدَ الطَّبيعةِ» إِنَّما يُعنى به شىءٌ آخر،