شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
نمىشد يعنى اثبات نمىشد كه چرا نظام آفرينش چنين ترتيبى را داراست. در اينجا بود كه فلسفه لميّت مسأله را اثبات مىكرد و مثلا از اين راه كه كل نظام هستى مستند به صفات واجب است و صفات واجب اقتضا دارد كه عالم به بهترين وجه خلق شود [= نظام احسن] ـ و صفات واجب هم كه عين ذات اوست پس در واقع ذات واجب علت نظام هستى مىشود. پس از راه علت ـ كه همان ذات واجب است ـ به معلول ـ يعنى نظام هستى ـ پى مىبردند و از اين راه كه فاعل، حكيم و خير محض است اثبات مىكردند كه بايد نظام را به احسن وجه ممكن خلق كند. پس بيان اين لمّيّت به عهده فلسفه است.
با توجه به دوگانگى برهان بر يك مسأله، شيخ مىخواهد اشكال دور را پاسخ گويد بدين ترتيب كه: مثلا واقعيت و انّيت نظام خلقت در علوم طبيعى ثابت مىشود و مراد و لميّت مسأله در فلسفه به اثبات مىرسد و چون نخست بايد انيّت اثبات شود تا نوبت به اثبات لمّيّت برسد پس مىتوان گفت مبدء اين مسأله فلسفى در طبيعيات است و فلسفه در اين جهت محتاج طبيعيات است ولى در عين حالْ لمّيّت مسأله كه حيثيت ديگرى غير از إنّيّت است متوقف بر فلسفه است و دورى هم پيش نمىآيد. زيرا طبيعيات ناظر به حيثيتى از مسأله است كه با حيثيت مورد نظر در فلسفه تفاوت دارد.
فَقد اتَّضحَ أَنّه إِمّا أَن يكونَ ما هو مبدأٌ بوجه مّا لهذا العلمِ من المسائلِ الَّتى فى العلومِ الطّبيعيّةِ ليسَ بيانُه من مبادئَ تتبيّنُ فى هذا العلمِ، بل من مبادئَ بيّنة بنفسها; وإِمّا يكونُ بيانُه من مبادئَ هى مسائلُ فى هذا العلمِ، لكن ليس تعودُ فتصيرُ مبادئَ لتلك المسائلِ لعينها بل لمسائلَ أُخرى; وإمّا أَن تكونَ تلك المبادئُ لأمور من هذا العلمِ لتدلَّ على وجودِ ما يُراد أن نبيّنَ فى هذا العلمِ لميّتَه. ومعلومٌ أَن هذا الامرَ إِذا كانَ على هذا الوجهِ لم يكن بيانَ دور أَلبتّةَ، حتى يكونَ بياناً يرجعُ إِلى أَخذِ الشىءِ فى بيانِ نفسِه.
«پس واضح شد كه آنچه به وجهى مبدأ براى فلسفه است و از مسائل علوم طبيعى به شمار مىرود، يا اين است كه اثباتش بوسيله مبادى فلسفى نيست بلكه اثباتش از مبادى بيّن بالذات و بديهى است; و يا اينكه اثباتش توسط