شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨١ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
داريم گرچه اين صورت حكايتى از خارج ندارد و به تعبيرى علم ما معلوم بالعرض ندارد.
كيفيت تصديق به قضيهاى مثل «القيامة تكون» بيان شد و اما معناى قضيهاى مثل قضيه مذكور اين است كه مفاهيم مأخوذ در اين قضيه شأنيت آن را دارند كه اگر در خارجى مصداقى پيدا كردند، مصاديق آنها با همديگر اتحاد داشته باشند.
پس آنچه معلوم واقعى است همان صورتى است كه در ذهن وجود دارد گرچه مصداقى هم در خارج نداشته باشد. با توضيحات فوق بخوبى روشن مىشود كه معدوم خارجى اگر چه معلوم واقع مىشود ولى معنايش اين نيست كه شيئيت براى آن تحقق داشته باشد. پس استدلال دوم بر اعميت شىء از موجود هم ابطال شد.
اشاره به قول به أخصّ بودن «شىء» از «مخبر عنه» يا «معلوم» بودن
وعندَ القومِ الَّذينَ يرونَ هذَا الرّأىَ أَنَّ فى جملةِ ما يُخبر عنه ويُعلم أُموراً لاشيئيَّةَ لها فِى العدمِ، ومَن شاءَ أن يقفَ على ذلكَ فلَيرجعْ إِلى ما هَذَوا بهِ من أَقاويلهِم الَّتى لاتستحقُّ فَضلَ الإِشتغالِ بها.
«و گروهى كه چنين عقيدهاى دارند [كه شيئيت اعم از وجود است] معتقدند كه در ميان چيزهايى كه از آنها خبر داده مىشود و مورد علم واقع مىشوند، چيزهايى هستند كه شيئيتى در عدم ندارند. و هر كس مىخواهد بر اين ادعاى آنان واقف شود بايد به سخنان آنها، كه هذيان گويى است، مراجعه كند كه سخنانشان بيش از اين ارزش پرداختن به آن را ندارد.»
شيخ قبلا سخن قائلين به اعميت شىء از موجود را نقل و استدلال آنها را هم مورد بررسى قرار داده بود. در ضمن استدلال بر اعميت، گفته بودند كه شىء مساوى با مخبر عنه و معلوم است و بالعكس.
شيخ در اينجا به اين مطلبْ اشاره مىكند كه عدهاى از همان قائلين به اعميت شىء از موجود، معتقد شدهاند[١] كه شيئيت با مخبر عنه بودن و معلوم بودن مساوى نيست بلكه اخص از اينهاست چراكه گاهى از امور ممتنع هم خبر داده مىشود و يا نسبت به
[١] بعضى از شارحان و محشين الهيات معتقدند كه شيخ با اين كلام كه «وعند القوم الذين يرون هذا الرأى ...» مىخواهد به عقايد عجيبى كه بعضى پذيرفتهاند اشاره كند مثل عقيده به شيئيت معدوم ممكن و ... [براى نمونه بنگريد: ملاصدرا، تعليقات، ص ٢٦ ـ خوانسارى، الحاشيه، صص ٨ ـ ١٩٧]