شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - تعيين موضوع فلسفه
ماده و صورت و امورى از اين قبيل هم بحث مىشود. براى اينكه تعريف «علم الهى» بر فلسفه اولى تطبيق كند شيخ چارهاى نداشت جز اينكه «مفارق از ماده» را اينگونه تفسير كند.
از آنجا كه اين توجيه و تفسير نمىتواند اين اشكال را ريشه كن كند كه «اگر تعريف علم الهى منطبق بر فلسفه اولى است چرا فلسفه اولى از امور مخالط با ماده هم بحث مىكند»، شيخ باز به اين اشكال مىپردازد و سعى دارد كه پاسخى مناسب بدان بدهد. پاسخ شيخ اين است:
و إن بُحثَ فى هذَا العلمِ عمَّا لا يتقدّمُ المادّةَ، فإنّما يُبحثُ فيه عن معنىً ذلكَ المعنى[١] غيرُ محتاجِ الوجود إِلى المادّةِ، بلِ الأُمورُ المبحوثُ عنها فيه هىَ على أقسام أربعة: فبعضُها بريئةٌ عن المادّة وعلائقِ المادّةِ اصلا. و بعضُها يخالطُ المادّةَ، ولكن مخالطةَ السّببِ المقوّمِ المتقدّم و ليست المادّةُ بمقوّمة له.
«اگر در اين علم [يعنى فلسفه] از چيزى بحث مىشود كه تقدم بر ماده ندارد، فقط و فقط بحث از معنايى بميان مىآيد كه وجودش احتياجى به ماده ندارد بلكه امور مورد بحث در فلسفه چهار قسماند: قسمى اصلا برىّ از ماده و علائق ماده هستند. قسم ديگر با ماده مخالطاند ولى مخالطه آنها با ماده مخالطه سبب مقدم و متقدم بر ماده با ماده است و ماده مقوّم آنها نيست.»
توجيه چرايى بحث از امور مقارن با ماده در فلسفه
مراد شيخ اين است كه اگر مشاهده مىشود كه گاهى در فلسفه از امرى مقارن با ماده و به تعبير ديگر از امرى مادى بحث مىشود، بايد دانست كه حيثيت و جهتى از آن امر، مورد بحث واقع مىشود كه مادى نيست و متقوّم به ماده نمىباشد.
چون اين پاسخ، وضوح لازم را ندارد در صدد تفصيل بيشترى برمىآيد و مىافزايد: در فلسفه چهارگونه امور مورد بحث واقع مىشوند:
[١] بعضى از شارحين و محشين كلام شيخ اصرار دارند كه مراد شيخ از «معنى» محمول است نه موضوع. [ملا اولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٣ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١١٥]وجه اين سخن را در ص ١٤٤ [پاورقى شماره ١] جويا شويد.