شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
فَإِذن علمُ الحسابِ من حيثُ يَنظُر فى العددِ إِنَّما ينظرُ فيه وقد حصلَ له الإِعتبارُ الّذى إِنّما يكونُ له عندَ كونِه فِى الطَّبيعةِ، ويُشبهُ أَن يكونَ اوّلُ نظرِه فيهِ وهو فِى الوهمِ، ويكونُ إِنَّما هو فِى الوهمِ بهذهِ الصفةِ، لأَنَّه وهمٌ له مأخوذٌ من أَحوال طبيعيّة لها أَن تجتمعَ وتفترقَ وتَتّحِدَ وتنقسمَ.
فَالحسابُ ليسَ نظراً فى ذات العدد، ولا نظراً فى عوارض العدد من حيثُ هو عددٌ مطلقاً; بل فى عوارضِه من حيثُ هو يصيرُ بحال تَقبلُ ما اُشيرَ اليه، وهو حينئذ مادىٌّ او وهمىٌّ إِنسانىٌّ يَستند إِلى المادّةِ.
وأَمّا النَّظرُ فى ذاتِ العددِ، وفيما يعرضُ له من حيثُ لايتعلَّق بالمادَّةِ ولايستندُ إِليها، فهوَ لهذا العلم.
«بنابراين علم حساب فقط از اين جهت و حيثيت به عدد نظر دارد [و از آن بحث مىكند] كه براى عدد اعتبارى حاصل شده باشد كه آن اعتبار فقط با تحقق عدد در طبيعت حاصل مىآيد و ظاهراً علم حساب نخستين نظرش به عدد در حالى است كه عدد در «وهم» است و در واهمه با اين صفت [يعنى قبول نسبتهاى مختلف و معروض آنها بودن] مىباشد چراكه تصور وهمى از عدد، مأخوذ از حالات طبيعىاى[١] است كه قابليت جمع و تفريق و اتحاد و انقسام و امثال آنها را دارد.
پس علم حساب در ذات عدد بحث نمىكند و همينطور از عوارض عدد از آن جهت كه عدد مطلق است بحث نمىكند بلكه از عوارض عدد از آن جهت كه عدد حالى دارد كه امور اشاره شده را مىپذيرد، و در اين حال يا مادّى است يا [از آن جهت كه] موهوم به وهم انسانى است استناد به ماده دارد.
امّا بحث از ذات عدد و بحث از عوارض عدد از آن جهت كه تعلّق و استنادى به ماده ندارد، مربوط به فلسفه اولى مىشود [نه به علم حساب].»
ملاك «مابعد الطبيعة» بودن فلسفه در نظر شيخ
اين مطالبْ احتياج به توضيح ندارد، تنها به يك مطلب اشاره مىكنيم و آن اينكه شيخ در جمله آخرى فرمود: «أما النظر فى ذات العدد ... فهو لهذا العلم» و از اين جمله
[١] به اشكالى كه مرحوم خوانسارى در اينجا كرده توجه كنيد. به پاورقى ص ٢٠٣ از همين نوشتار مراجعه كنيد.