شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨١ - وحدت واجب الوجود
گفتنى است كه كلام شيخ در اينجا خالى از ابهام نيست و محشين و شارحان[١] هم مطالبى ارائه كردهاند كه با هم اختلاف دارد.
بَل يجبُ أن نَزيدَ لِهذا بَياناً مِن وجه آخَر و هُو: أَنَّ انقسامَ معنَى وجوبِ الوجودِ فى الكثرةِ لا يخلو مِن وَجهين: إمّا أَنْ يكونَ عَلى سَبيلِ انقسامِه بِالفصولِ و إِمّا عَلى سَبيلِ انقسامِه بالعوارض
«بلكه بايد[٢] براى وحدت واجب بيانى ديگر بيافزاييم و آن اينكه: انقسامِ معناى وجوب وجود در بين چند [واجب] از دو صورت بيرون نيست: يا از قبيل انقسام يك معنا[ى جنسى] بوسيله فصلهاست و يا از قبيل انقسام يك معنا[ى نوعى]بوسيله عوارض است.»
برهان دوم بر وحدت واجب
برهان قبلى شيخ در مسأله وحدت واجب الوجود، بيانى ساده و خالى از اصطلاحات پيچيده فلسفى و منطقى بود. در اين برهان ـ كه از حالا شروع مىشود ـ بيشتر از اصطلاحات بهره برده شده است. ايشان دراين برهان چنين مىفرمايد:
[١] از جمله مرحوم خوانسارى در ذيل همين بخش از كلام شيخ، حاشيه نسبتاً مفصلى دارد و در آن احتمالاتى براى سخن شيخ برشمرده و طبق بعضى از احتمالات كلام شيخ را داراى اشكال دانسته است. (الحاشية، ص٢٦٥ تا ٢٦٧)
٢ چرا شيخ گفته: بايد دليلى ديگر بر وحدت واجب الوجود بياوريم؟ ملاصدرا مىفرمايد: چون وحدت واجب الوجود و نفى شريك از او، از اهم مطالب و اعظم مقاصد فلسفه است پس نبايد در اين امر اكتفاء به يك دليل و حجت كرد. (تعليقات، ص٣٤). مرحوم خوانسارى علاوه بر اين، مىگويد: شايد شيخ برهان اول بر وحدت واجب را ناتمام مىدانسته است. (الحاشية، ص٢٦٧)