شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
البته «واحد بودن» امرى غير مربوط به طبيعيات است. همينطور «اله» بودن و «مفارق» از ماده بودن هم از مسائل طبيعى نيست. پس ذكر آنها در طبيعيات استطرادى است.
والَّذى لاحَ لكَ من ذلكَ فى الطّبيعيّاتِ كانَ غريباً عن الطَّبيعيّاتِ، ومُستعملا فيها، منه[١] ما ليسَ منها، إِلاّ اَنَّه أُريدُ بذلك أَنْ يُعجَّلَ للانسانِ وقوفٌ على إِنّيّةِ المبدأ الأوَّلِ فتتمكّنَ منه الرغبةُ فى إقتباسِ العلومِ، والإِنسياق الى المقامِ الَّذى هناكَ لُيتوصّلَ إِلى معرفتِهِ بالحقيقةِ.
«و آنچه در طبيعيات از مساله وجود خدا برايت روشن شد، امرى غريب و بيگانه از طبيعيات بود و در طبيعيات چيزى بكار گرفته شده بود كه از طبيعيات نبود. بله با مطرح شدن مساله وجود خدا در طبيعيات مىخواستند كه انسان طالب زودتر بر وجود مبدأ اول آگاهى پيدا كند تا از اين طريق رغبت در اقتباس علوم در درونش تمكن يابد و به سوى مقامىكه در اينجا هست سوق داده شود تا به معرفت حقيقى مبدأ اول دست يابد.»
شيخ اخيراً استدلالى بر ضرورت بحث از «وجود خدا» در فلسفه اولى اقامه كرد كه صغراى آن استدلال اشكالى را پديد مىآورد و در واقع شيخ در اينجا مىخواهد به آن اشكال مقدر پاسخ دهد.
كيفيت بحث از واجب الوجود در طبيعيات
اشكال اين است: اندكى قبل گفته شد كه بحث از «وجود خدا» در هيچ علمى بجز فلسفه اولى جا ندارد. ولى در ضمن بيان اخير، اشاره كرد كه در طبيعيات اثبات شده كه محرك اوّلى هست كه مجرّد از ماده است و او «اله» است. آيا اين تناقض نيست كه از سويى ادعاى اثبات «وجود خدا» در طبيعيات شود و از سوى ديگر ادعا كنند كه در جايى ديگر بجز در فلسفه اثبات «وجود خدا» ممكن نيست.[٢]
استطرادى بودن بحث از واجب الوجود در طبيعيات
شيخ در پاسخ به اين اشكال مىگويد: وقتى در طبيعيات از «وجود محرك اول» يا «وجود خدا» بحث بميان مىآيد در واقع يك بحث استطرادى و بيگانه از طبيعيات
[١] «منه» يا زائد است و غلط نسّاخ بوده و يا اينكه ضميرش به «اله» بر مىگردد. يعنى در طبيعيات از «اله» چيزى استعمال شده كه از طبيعيات نبوده است. [م] [٢] خوانسارى، الحاشيه صص ٣٠ ـ ٢٩.