شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٥ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
و شناخت ترتيب نظام خلقت است كه متوقف بر شناخت ترتيب افلاك مىباشد و شناخت ترتيب افلاك تنها بواسطه علم هيئت قابل دسترسى است. علم هيئت هم متوقف بر علم حساب و هندسه است. امّا موسيقى و علوم جزئى رياضيات و علم اخلاق و سياستْ امورى نافع ولى غير ضرورى براى فلسفهاند.»
توجيه تقدم بعضى از علوم رياضى بر فلسفه
پس، قبل از پرداختن به فلسفه بايد علاوه بر طبيعيات، دست كم سه علم از علوم رياضى ـ يعنى حساب، هندسه و هيئت ـ را بياموزيم تا بتوانيم اثبات كنيم كه نظام حاكم بر افلاك بل حاكم بر كل جهان هستى «نظام احسن» است.
گفتنى است كه در گذشته، فلاسفه پارهاى از مسائل علوم طبيعى را به عنوان اصل موضوع در فلسفه پذيرفته بودند مثل مسأله وجود افلاك و ترتيب آنها. براساس همين مسائل طبيعى هم مسأله عقول دهگانه و ترتيب آنها و بالاخره نظام آفرينش را تبيين مىكردند مثلا معتقد بودند كه بعد از واجب الوجود، عقل اول قرار دارد و بعد از عقل اول، عقل دوم و همينطور تا به عقل دهم برسيم و در واقع، براساس فرضيه افلاك نهگانه بود كه عالم عقول و تعداد و ترتيب آنها و نيز ارتباط آنها با عالم افلاك، توجيه مىشد.
شيخ اضافه مىكند كه موسيقى ـ كه علم چهارم از علوم رياضى است ـ و اخلاق و سياست ـ كه از حكمت عملى مىباشند ـ براى فلسفه ضرورتى ندارند و بدون يادگيرى آنها مىتوان به تعلّم فلسفه پرداخت.
إِلاّ أَنّ لسائل أَن يسألَ فيقولَ: إِنّه إِذا كانت المبادى فى علم الطَّبيعةِ والتعاليمِ إِنّما تبرهنُ فى هذَا العلمِ وكانت مسائلُ العلمينِ تُبرهَنُ بِالمبادئ، وكانت مسائل ذينك العلمين تصير مبادئَ لهذا العلم، كان ذلك بياناً دوريّاً ويصيرُ آخرَ الامرِ بياناً للشَّىء من نفسه.
«پرسشگرى مىتواند چنين سؤال كند و بگويد: اگر مبادى طبيعيات و رياضيات در فلسفه مبرهن مىشوند و مسائل آن دو علم توسط مبادى اثبات مىگردند و [از طرفى]مسائل همين دو علم مبادى براى فلسفه قرار مىگيرند، اين يك بيان دورى مىشود و در نتيجه يك چيز براى خودش دليل مىگردد.»