شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٣ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
مقابل جوهر است. چرا تعبير «بنوع ما»[١] بكار برده است؟
چون طبق نظر مشائين، عرض مفهومى عرضى براى كم و كيف و ساير مقولات عرضى است نه اينكه جنس براى آنها باشد[٢] بر خلاف جوهر كه نسبت به انواع جواهر، جنس و مفهومى ذاتى به شمار مىرود. اگر موجودِ ممكن به جوهر و عرض تقسيم مىشد و هر دو مفهوم جوهر و عرض جنس براى اقسام مندرج در آنها محسوب مىشدند تقابل بين آنها حقيقى مىشد ولى با توجّه به اينكه مفهوم «عرَض» جنس براى مقولات عرَضى محسوب نمىشود بلكه هريك از آنها مقوله خاصّى در كنار جوهر به حساب مىآيد جوهر و عرض دو مفهوم متقابل نخواهند بود. پس اگر به عرض هم تقابل نسبت داده شود، تقابل حقيقى نيست و در واقع، تقابل حقيقى بين «جوهر» و «لاجوهر» است كه مصداق «لاجوهر» مقولات عَرضى هستند.
بعد از اينكه شيخ سخن از «طبيعة العرض» بميان آورد، تعبير «وأصنافه» را به كاربرد، چرا از تعبير «انواعه» استفاده نكرد؟ دليلش اين است كه اگر از لفظ «انواع» استفاده مىكرد توهم مىشد كه عرض جنس است و كم و كيف و... انواع آن هستند در حالى كه گفتيم، مشائين «عرض» را جنس نمىدانند تا داراى انواع باشد. مراد از «اصناف» هم همان معناى لغوى اين لفظ است نه اصطلاح منطقىاش.
در اين قسمت شيخ به چند امر اشاره كرد: ١ـ بررسى ماهيت و طبيعت عرض. ٢ـ اصناف و اقسام عرض و تعريف هريك از آن اقسام. ٣ـ بررسى مواردى كه اختلافى است يعنى بررسى امورى كه بعضى از حكماء آنها را جوهر مىدانند ولى شيخ آنها را عرض مىداند و بايد دليل عرض بودن آنها را ارائه كند.[٣]
ونُعرّفَ مراتبَ الجواهرِ كلِّها بعضَها عندَ بعض فِى الوجودِ بحسبِ التَّقدّمِ وَالتَّأخّرِ، ونُعرّفَ كذلكَ حالَ الأَعراض
[١] مرحوم نراقى معتقد است تقابل بين جوهر و عرض تقابل تضاد است. [شرح الهيات، ص ١٩٦]ولى ملااولياء معتقد شده كه تقابل بين جوهر و عرض از اقسام مشهور تقابل نيست لذا شيخ تعبير «نوع ما» را آورده است. [الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٩] [٢] براى نمونه بنگريد: ابن سينا، الشفاء، المنطق، المقولات، مقاله ٢، فصل ٢ [المقولات، ص ٦٣ تا ٦٦]كه عنوان اين فصل اين است كه «عرض جنس نُه قسم عرض نيست و ...» [٣] اين مطالب به ضميمه بعضى مطالب ديگر در فصول دهگانه مقاله ٣ مىآيد.