شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٨ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
مفهومى عام بود آنگاه روشن و بىنياز از تعريف خواهد بود.
بنظر مىآيد اين سخن كه «اعم مفاهيم، اولى به بىنيازى از تعريفاند» و به تعبير ديگر «مفاهيم بديهى مفاهيم عامه هستند» مبتنى بر اصولى از معرفتشناسى است كه متأسفانه در فلسفه اسلامى مورد بررسى دقيق قرار نگرفته است. فلاسفه گذشته ما به همين اندازه اكتفا كردهاند كه «بديهيات، اوّلىّ الأرتسام در ذهن انسان مىباشند» ولى اين را كه چگونه و چرا بديهيات اوّلى التّصورند، مورد دقت كافى قرار ندادهاند.
اشاره به عدم اهتمام زياد قدماء به مسائل معرفتشناسى و اهتمام فلاسفه جديد غرب به اين مسائل
گاهى مطالبى در ضمن سخنان فلاسفه پيشين يافت مىشود كه جمع بين آنها آسان نيست مثلا از طرفى در بعضى از كتب معتبر فلسفى ما مثل شفاء و اسفار[١]، اين جمله كه «من فقد حسّاً فقد علماً» را نقل كردهاند و از اين جمله اين مطلب را استفاده كردهاند كه تمام علوم ما منتهى به محسوسات مىشوند. و از طرف ديگر در جاهايى مىگويند كه مفاهيمى مثل موجود، شىء، واحد، امكان و ... از ادراكات اوليه و بديهى مىباشند. گاهى تعبير «فطريات عقل» را در مورد مفاهيم يادشده نيز بكار مىگيرند و مرادشان اين است كه عقل با فطرت خدادادى اينها را ادراك مىكند.
[١] شيخ در فصل ٥ از مقاله ٣ برهان شفاء فصلى تحت عنوان «كيفيت انتفاع نفس از حسّ در معقولات» منعقد كرده و آغاز اين فصل بررسى همين جمله است كه «من فقد حسّاً ما فقد يجب ان يفقد علماً ما». [برهان شفاء، ص ٢٢٠ تا ٢٢٤]
ملاصدرا هم در اسفار [ج ٩، ص ١٢٥ به بعد] اشاره به «من فقد حساً فقد علماً» كرده است.
البته در نوشتههاى فلاسفه عين اين عبارت نيامده ولى محتواى اين عبارت كه همان استفاده نفس از محسوسات در پيدايش معقولات است، زياد آمده است. بنگريد: ملاصدرا، اسفار، ج ٣، ص ٣٨١ به بعد ـ علامه طباطبايى، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج ٢، مقاله ٥ [ص ١٨٧]ـ نيز شرح و تعليقه شهيد مطهرى بر همين مطلب [مجموعه آثار، ج ٦، ص ٢٤٧ تا ٢٤٩] و در عموم كتب منطقى، آنجا كه بحث از ادراك حسى و محسوسات مىشود بنحوى ارتباط بين احساس و ساير ادراكات بشرى بررسى مىشود و در كتب فلسفى هم در كتاب النفس، آنجا كه به قواى ادراكى نفس مىپردازند مسأله انتفاع از حسيات را مطرح مىكنند.