شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - تعيين موضوع فلسفه
«روشن است كه همه مسائلى كه مطرح كرديم بايد در علمى بررسى گردند كه آن علم درباره امورى كه تعلقى به محسوسات ندارند بحث مىكند. و نمىتوان براى همه اين مسائل موضوع جامعى بيابيم كه همه اين امور، از حالات و عوارضش باشند مگر «موجود» چرا كه بعضى از اين مسائل درباره جوهر بود، بعضى ديگر از آنها درباره كميت متصل و منفصل (يعنى مقدار و عدد) بود و بعضى از آنها از مقولاتى ديگر. و امكان ندارد كه معناى محققى شامل همه اين امور باشد مگر حقيقت معناى وجود»
تأكيد شيخ بر اين است كه براى اين مسائل نمىتوان موضوع مشتركى يافت[١] مگر «موجود»، پس موجود، موضوع علمى خواهد بود كه در برگيرنده اين مسائل متشتت است و اين مسائل مىتوانند بازگو كننده حالات و عوارض آن باشند.
در اينجا شيخ از تعبير «محقق» بهره جسته است. گويا با اين قيد مىخواهد معانى و عناوين انتزاعى مثل «شىء» و «ممكن عام» را خارج كند[٢] چرا كه اين عناوين حقيقت عينى و ما بازاء خارجى ندارند.
جمعبندى مطالب منهج اول اثبات موضوع براى فلسفه
شيخ در اين فصل در صدد آن است كه ثابت كند چه امرى بايد موضوع فلسفه اولى باشد. ابتدا با اشاره به موضوع علوم طبيعى، رياضى و منطقى خاطرنشان مىكند كه مسائلى وجود دارند كه جاى بررسى آنها در اين علوم نيست.
[١] بعضى از محشين و شارحين كلام شيخ گفتهاند: يك احتمال را شيخ مطرح نكرده و آن اينكه هر يك از امور مذكور علمى مستقل را به خود اختصاص دهد نه اينكه همه اين امور متشتت در يك علم مجتمع گردند. بعضى از محشين گفتهاند: به دليل وضوح و بداهت بطلان اين احتمال، شيخ متعرض اين احتمال و ردّ آن نشده است. [ملا اولياء، الهيات چاپ تهران. حاشيه ص ٢٧٤]
لكن شهيد مطهرى مىفرمايد: حقيقت اين است كه مثل متأخرين بگوييم: آنچه در فلسفه مورد بحث قرار مىگيرد و از جمله بحث از ماهيت و احكام آنها، همگى از عوارض و احكام موجود است. [مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج ٧، ص ٢٥٢]
[٢] بنگريد صدر المتالهين، تعليقات، ص ١٠ ـ ملا اولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٧٤ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٦١. لكن اين توجيه قابل مناقشه است زيرا فرقى بين مفهوم «موجود» و مفاهيم عامّى مثل شىء نيست از اين نظر كه همگى به يك معنا اعتبارى هستند. پس شايد بهتر آن باشد كه بگوييم مراد از «محقق» مفهومى است كه تصوراً بديهى و محقق الثبوت است. شاهد اين حمل هم آن است كه شيخ در عبارات آينده درباره «موجود» مىگويد: «غنى عن تعلّم ماهيته و عن اثباته» [خوانسارى، الحاشيه، ص ٥٣ به بعد ـ نراقى، منبع سابق].