شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦١ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
شىء به معناى حقيقت خاص
شيخ معتقد است اگر كسى بگويد: «حقيقت الف چيزى است و حقيقت ب چيز ديگرى است» سخنش مفيد است چراكه با اين گفته مغايرت بين الف و ب را اظهار داشته است. همينطور اگر كسى بگويد: «حقيقت الف حقيقتى است و حقيقت ب حقيقتى ديگر» باز سخن مفيدى گفته است اگرچه «حقيقت» در محمول تكرار شده ولى چون مراد، حقيقت خاصه است، اين سخن مفيد است و از باب حمل شىء بر خودش نيست.
اگر در جمله اخير كه «حقيقت الف حقيقتى است و...» مراد اين نبود يعنى در محمول، حقيقت خاصه را در نظر نداشتيد ديگر اين جمله و سخن فايدهاى نداشت. پس شىء به معناى حقيقت خاصه و ماهيت هم بكار مىرود و شىء به اين معنا با وجود، مغايرت مفهومى دارد.
تساوق موجود و شىء به لحاظ مصداقى
تا بدينجا نشان داده شد كه مفهوم شىء و موجود با هم تغاير دارند.[١] حالا شيخ بايد به بخش ديگر ادعايش بپردازد و آن اينكه «شىء» و «موجود» از نظر مورد و مصداق، مساوق همديگرند يعنى هر جايى كه مفهوم «شىء» صادق مىآيد مفهوم «موجود» هم صادق است و بالعكس. از اينرو شيخ مىگويد:
ولا يُفارقُ لزومُ معنَى الوجودِ إِيّاه أَلبتَّةَ بل معنَى الموجودِ يلزمُه دائماً، لاََنَّه يكونُ إِمّا موجوداً فِى الأَعيانِ أَو موجوداً فِى الوَهمِ وَالْعقلِ، فَإِن لم يكنْ كَذا لَم يكنْ شَيئاً.
«و لزوم معناى وجود بهيچ وجه از شىء جدا نمىشود [يعنى اين را كه لازمه شىء بودن موجوديت است، نمىتوان از شىء جدا كرد] بلكه هميشه معناى موجود لازمه شىء است[٢] چراكه شىء يا در اعيان موجود است و يا در وهم و عقل، و اگر چنين نباشد شىء نخواهد بود.»
[١] با بيان تغاير بين ماهيت و وجود، قول اشاعره كه «وجود هر چيزى عين ماهيت اوست و وجود زايد بر ماهيت نيست» ردّ مىشود. [نراقى، شرح الهيات، ص ٢٢٦]
گفتنى است كه در اين قسمت، مطالب زيادى راجع به «ماهيت»، «وجود»، «وجود خاص» و... گفته شده و ملاصدرا و مرحوم خوانسارى و مرحوم نراقى هم مباحثى در اين بابها افزودهاند كه بسيار جالب و سودمند است ولى براى پرهيز از تطويل و نيز به جهت استطرادى بودن آنها، از ذكر مطالب آنها پرهيز مىكنيم و طالبان را به محل آن مطالب راهنمايى مىكنيم. [شرح الهيات، ص ٢٣٢ تا ٢٣٦]
[٢] مراد شيخ اين است كه ثبوت شيئيت جداى از ثبوت وجود نيست يعنى بر هر چيزى شيئيت ثبوت داشت براى همان چيز وجود هم ثبوت دارد. [خوانسارى، الحاشيه، ص ١٨٣]