شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - تعيين موضوع فلسفه
خلاصه مىتوان گفت موضوع رياضيات امورى است كه در خارج مقارن با مادهاند ولى در ذهن مجرد از ماده مىباشند.
أَمَّا الجوهرُ فبيّنٌ أَنَّ وجودَه بماهوَ فقط[١] غيرُ متعلّق بالمادّةِ والاّ لما كانَ جوهرٌ[٢] الاّ محسوساً.
و أَمَّا العددُ فقدْ يقعُ على المحسوسات و غيرِ المحسوساتِ، فهو بما هو عددٌ غيرُ متعلّق بالمحسوسات.
«اما جوهر، روشن است كه وجودش از آن جهت كه جوهر است تعلقى به ماده ندارد و گرنه لازم مىآمد كه جوهرى مگر جوهر محسوس نداشته باشيم.
اما عدد، هم بر محسوسات و هم بر غير محسوسات اطلاق مىشود، پس عدد به عنوان اينكه عدد است تعلق به محسوسات ندارد.»
توضيحى گذرا در باب بعضى از امور مورد بحث در فلسفه
تا بدينجا شيخ بيان كرد كه مسائلى مانند مساله جوهر و كيفيت وجود آن، جوهر بودن جسم، وجود داشتن عدد و مقدار و نحوه وجود آنها و كيفيت وجود أمور صورى در علوم بحث كننده از محسوسات (يعنى علوم طبيعى) و يا علوم بحث كننده از امور متعلق به محسوسات (يعنى علوم رياضى) قابل بررسى نيستند اكنون در صدد آن است كه مسائل فوق را جدا جدا مورد بررسى قرار دهد تا معلوم سازد كه جاى مناسب براى بحث از اين مسائل، علم ديگرى است كه درباره امور مفارق بحث مىكند. لذا مىگويد:
واضح است كه جوهر، وجودش از اين جهت كه جوهر است وابسته به محسوسات و ماديات نيست و گرنه هر جوهرى مىبايست محسوس باشد.
توضيح آنكه: اين مسأله كه در جهان هستى «جوهر» داريم بحثى در باب محسوسات نيست. بله اگر از جوهر محسوس ـ كه همان جسم است ـ بحث بكنيم در
[١] لفظ «فقط» هم مىتواند اشاره به اطلاق باشد يعنى جوهر مطلقاً، چه مفارق باشد و چه مادى، و مىتواند اشاره به تقييد باشد يعنى جوهر مفارق; در هر دو صورت بحث از جوهر تعلقى به ماديات ندارد. لذا جوهر مطلق را در علم كلى و جوهر مفارق را در بخش مفارقات مورد بحث قرار مىدهند [صدر المتالهين، تعليقات، ص ٩ ـ مرحوم نراقى، شرح الهيات، ص ٥٤] [٢] در بعضى نسخهها بجاى عبارت «لما كان جوهرٌ الا محسوساً» چنين ضبط شده است «لما كان جوهراً لا محسوساً» [الهيات چاپ تهران، ص ٢٧٣ و تعليقات صدر المتالهين، ص ٩]