شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٥ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
حتّى ممكن است منبّه خودش فى نفسه أخفى[١] از آن امر بديهى باشد ولى بخاطر جهتى مثلا اظهربودن الفاظش براى مخاطب آشناتر باشد.[٢] معرِّف (به كسر) بايد أَجلى از معرَّف(به فتح) باشد ولى منبّه نبايد ضرورتاً أَجلى از منبَّهٌ عليه باشد.
كذلكَ فِى التَّصوراتِ أَشياءُ هى مبادئُ لِلتَّصوُّرِ وَهِىَ مُتصوّرَةٌ لِذاتها، وإِذا أُريدَ أَنْ يُدلَّ عَلَيها لم يكنْ ذلكَ بالحقيقةِ تعريفاً لمجهول بل تنبيهاً وإِخطاراً بالبالِ باسم أَو بعلامة رُبَّما كانتْ فِى نفسِها أَخفَى منهُ لكنَّها لعلّة مّا وحال مّا تكونُ أَظهرَ دلالةً. فإِذا استُعملَتْ تلكَ العلامةُ تنبَّهتِ النَّفسُ على إِخطارِ ذلكَ المعنى بِالبالِ من حيثُ إنَّه هو المرادُ لاغيرُه، مِن غيرِ أَن تكونَ العلامةُ بالحقيقةِ مُعلمةً إِيّاهُ. وَلو كانَ كلُّ تصوُّر يحتاجُ إِلى أَن يسبقهُ تصوّرٌ قبلَه لذهب َالأَمرُ فِى ذلكَ إِلى غيرِ النّهايةِ أَو لدارَ.
«همينطور در تصوراتْ چيزهايى هستند كه مبادى تصورند و خودبهخودْ تصور مىشوند، و اگر بخواهيم دليلى براى آنها قرار دهيم حقيقتاً تعريف براى امر مجهول نخواهد بود بلكه تنبيه و توجّه دادنى از راه اسم يا علامتى است كه گاهى فى نفسه از خود اين مبدأ تصورى أَخفى مىباشد ولى به دليل علت يا حالتى دلالت اين علامت روشنتر از آن مبدأ مىباشد. پس اگر اين علامت بكار گرفته شود نفس متوجّه مىشود كه آن معناى بديهى راه به ذهن آورد از اين حيث كه آن معنا مراد بوده نه چيز ديگرى. و چنان نيست كه آن علامت حقيقتاً آن معناى بديهى را به ما تعليم[٣] دهد [يا اعلام كند] و
[١] در اين قسمت كه شيخ گفته: ممكن است منبّه أَخفى از منبَّه عليه باشد، مرحوم خوانسارى مطالب زيادى را از قول ديگران آورده و مورد نقد و بررسى قرار داده است. طالبين به الحاشيه ايشان مراجعه كنند. [ص ١٦١ تا ١٦٨] [٢] گاهى مبادى اوليه تصديقى اصلا به ذهن خطور نمىكند گرچه الفاظ آن براى عموم مردم قابل فهم است مثل «هر هستىاى خير است و شرّ و بدى به عدم و نيستى برمىگردد» ولى گاهى الفاظ يك تصديق بديهى درست فهم نمىشود مثل «هر ممكنى محتاج به موثّر است». در مواردى نظير مثال نخست بايد تنبيه بر بعضى مثالها و موارد كرد تا ابهام زائل شود. در مواردى نظير مثال دوم بايد الفاظ را با الفاظ آسانتر و واضحتر تفهيم نمود. [نراقى، شرح الهيات، صص ٤ ـ ٢٠٣] [٣] عبارت شيخ اين است «معلمة ايّاه» شايد «معلّمة» با تشديد بخوانيم كه اسم فاعل باب تفعيل باشد و يا «معلمة» بدون تشديد كه اسم فاعل باب إفعال باشد فرقى ندارد. [م]