شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٦ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
ليسَ يَكفى وجودُ المادَّتينِ أَو الموضوعَينِ لَهما وحدَهما، بل وجودُ ثالث يجمعُ بينَهما.
«و هيچيك از دو مضاف، بواسطه ديگرى واجب نمىشود بلكه با ديگرى واجب است و آنچه دو مضاف را ايجاب مىكند علتى است كه آنها را جمع مىكند. و نيز دو ماده يا دو موضوع و يا دو موصوف براى متضايفان چنيناند [= هيچگاه يكى بواسطه ديگرى واجب نمىشود] و وجود دو ماده يا دو موضوع به تنهايى كافى [براى ايجاب دو مضاف]نيست بلكه وجود امر سوّمى كه جمع كننده بين دو مضاف باشد لازم است.»
در اينجا شيخ پرانتزى باز مىكند و به متضايفان مىپردازد. سخن شيخ در اينجا، در واقع پاسخى است به اشكالى مقدّر، و آن اينكه: شما تلازم را متوقف بر رابطه عليت كرديد زيرا مدعى هستيد كه فقط و فقط بين علت و معلول و يا بين دو معلول يك علت، تلازم برقرار مىشود و در غير اين دو مورد تلازمى نيست در حالى كه ضرورتى ندارد كه پاى عليت را به ميان بكشيم تا تلازم مطرح شود بلكه بين دو امر متضايف هم تكافؤ و تلازم هست و حال آنكه دو امر متضايف نسبت به همديگر عليتى ندارند و ضرورتاً معلول علت ثالثهاى هم نيستند.
مفاد اين اشكال را بعدها فلاسفهاى مثل ابوالبركات بغدادى، فخر رازى و شيخ اشراق معتقد شدند ـ قبلا هم به عقيده اينان اشارت كرديم[١] ـ و از تعليقات صدرالمتألهين برمىآيد كه كسانى در زمان شيخ اين عقيده را اظهار كرده بودند و شيخ در صدد ردّ سخن آنان برآمده است. ولى محتمل است كه خود شيخ اين اشكال به ذهنش خطور كرده و يا اينكه يكى از شاگردانش بر او اشكال كرده و او را به جوابگويى وا داشته است.
به هر حال، بعضى از فلاسفه بعدى جواب شيخ را قانع كننده نيافتهاند و لذا معتقد شدهاند كه علاقه لزوميه و تلازم منحصر به رابطه عليت نيست.
[١] رجوع كنيد به ص ٣٣٧ و ٣٣٨ همين نوشتار.