شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٥ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
چيزى است كه هم وجودش و هم عدمش ضرورى نيست؟ آيا فقط سلب ضرورت از ناحيه وجود شده ويا هم از وجود و هم از عدم ضرورت سلب گرديده است؟
چون هيچيك از اين دو احتمال در اين تعريف كه شيخ نقل كرده، مشخص نشده لذا اين تعريف مجمل و مبهم گشته است.
تعريف ديگرى كه شيخ از ديگران درخصوص ممكن نقل كرده، تعريفى است كه به لحاظ استقبال براى ممكن كردهاند. گفتهاند: ممكن چيزى است كه فعلا معدوم است اما وجودش در هر زمان آيندهاى كه فرض كنيد محال نيست. به عبارت ديگر: ممكن چيزى است كه گر چه فعلا و در زمان حال معدوم است اما در آينده ممكن است بوجود آيد و به تعبير ديگر در آينده محال نيست بوجود آيد.
شيخ دو تعريف هم براى ضرورى نقل كرده است. يكى اينكه: ضرورى يعنى آنچه فرض عدمش امكان ندارد. ديگر اينكه: ضرورى آن چيزى است كه اگر خلاف آن را فرض كنيم محال لازم مىآيد.
تعريف دوم محتاج توضيح است. در تعريف دوم ضرورى به معناى عام تعريف شده نه خصوص ضرورى الوجود. يعنى ضرورى، چه ضرورى الوجود باشد و چه ضرورى العدم، خلافش مستلزم محال است. چگونه؟
ضرورى الوجود يعنى چيزى كه فرض خلاف آن [يعنى عدم ] محال است. همينطور ضرورى العدم يعنى چيزى كه فرض خلاف آن [يعنى وجود]محال است. ضرورى الوجود هميشه بايد وجود داشته باشد و اگر بخواهيم عدم برايش فرض كنيم [يعنى خلافش را فرض كنيم] محال لازم مىآيد. در مورد ضرورى العدم نيز همين كلام صادق است.
پس ضرورى آن است كه تحقق مخالفش محال باشد. حال تحقق مخالف در ضرورى الوجود به اين است كه عدمْ محقق شود و در ضرورى العدم به اين است كه وجودْ محقق شود.
چنانكه ملاحظه مىشود در تعريف نخست از ضرورى، مفهوم امكان اخذ شده و در تعريف دوم ضرورى، مفهوم محال اخذ شده است. در حالى كه قبلا در تعريف ممكن و امكان، يا مفهوم ضرورى اخذ شده بود و يا مفهوم محال!