شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٤
طبيعتاً اقرار مىكند كه آتش و غير آتش، غذا و غير غذا، و كتك و غير كتك با يكديگر فرق دارند.
فَهذَا المَبدأُ الَّذى ذَبَبْنا عنهُ مَن يُكذِّبُه هو أَوّلُ مبادىء البَراهينِ، وَ عَلى الفيلسَوفِ الأَوّلِ أَن يذُبَّ عنه. و مَبادىءُ البَراهينِ تنفعُ فِى الْبراهينِ، و البراهينُ تنفَع فِى مَعرفةِ الأَعراضِ الذّاتيّةِ لِموضوعاتِها.
«پس اين مبدئى كه ما از آن دفاع كرديم و تكذيب كننده آن را محكوم نموديم، نخستين مبدأ از مبادى براهين است و بر صاحب فلسفه اُولى است كه از اين مبدأ دفاع كند. و مبادى براهين در براهين نافعاند [و به كار گرفته مىشوند] و براهين در شناخت اعراض ذاتيه براى موضوعات [آن اعراض] نفع مىرسانند [و بدينترتيب، مسائل علوم اثبات مىشوند].»
اشاره به اهميت اصل عدم تناقض به عنوان «مبدء المبادى»
چون بحث بر سر قضيه استحاله تنافض است شيخ به اهميت اين امر اشاره مىكند و مىگويد: اهميت اين مبدأ در آن است كه مبدأ همه مبادى براهين است. يعنى اگر استحاله تناقض مورد قبول نباشد در هيچ برهانى به نتيجه نمىرسيم. چون وقتى بر امرى اقامه برهان مىكنيم و استدلال تمام مىشود و به نتيجهاى مىرسيم، اگر كسى بگويد: در عين حال كه اين نتيجه مبرهَن شده و صدقش اثبات شده است من مىگويم كذب اين نتيجه هم صحيح است، چگونه مىتوان جلوى اين ادعا را گرفت؟ راهى نيست مگر پذيرش مبدأ عدم تناقض.
بهمين خاطر هم ما منكرين اين مبدأ را دفع نموديم و از اين مبدأ دفاع كرديم و اين وظيفه كسى است كه اهل فلسفه اولى باشد. كسانى كه اشتغال به علوم رياضى يا طبيعى دارند چنين وظيفهاى ندارند چون بحث از قضيه اُولى الاوائل، از اعراض ذاتيه هيچيك از علوم ديگر نيست و همه علوم به آن، احتياج دارند.
بعد از اينكه مبادى براهين را اثبات كرديم، مىتوانيم از براهين استفاده كنيم و با براهين، مسائل علوم اثبات مىشوند. مسائل علوم هم در واقع اثبات كننده اعراض ذاتيه براى موضوعات خودشان مىباشند. پس همه علومْ متوقف بر براهين، و همه براهينْ متوقف بر مبادىشان، و همه مبادى براهين متوقف بر اصل استحاله تناقض است. به همين جهت است كه اين مبدأ را مبدأالمبادى مىخوانند.