شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
فلسفه باشد» مطرح و بررسى كرده باشد بنابراين، اين احتمال را هم مورد ارزيابى قرار داده است.
ثانياً: اين احتمال هم قابل قبول نيست. چون اين مركب و مجموعه فرضى اجزائى دارد و هر جزء آن يكى از علل بعيده و اسباب قصوى مىباشد. وجود يك كل و مركّب، بعد از وجود هر يك از اجزاء تحقق خواهد يافت. وقتى كه در فرض قبلى گفتيم وجود هر يك از علل بعيده و اسباب قصوى بايد در فلسفه اثبات شود وجود اين كلّ مركب مفروض هم بايد در فلسفه اثبات گردد. حال مىگوييم اگر وجود اين كلّ در فلسفه اثبات مىشود، اين كلّ نمىتواند موضوع فلسفه قلمداد شود زيرا مكرراً گفته شده كه اگر چيزى موضوع يك علم بود بايد در آن علم مسلّم الوجود فرض شود آنگاه از عوارض و احكام آن بحث شود در حالى كه وجود كلّ الاسباب جزو مسائل فلسفه است.
پس اشكال اين فرض بيشتر از فرض قبلى خواهد بود.
تفاوت كلّ با كلّى
شيخ در ضمن بيان اشكال اين فرض، عبارتى دارد و آن اينكه: «من جهة ما هى جملة ما و كل، لست اقول جملى و كلى». مقصود از اين عبارت آن است كه در اين فرض سخن از جملة الاسباب و كل الاسباب است نه كلىّ السبب و جملىّ الاسباب. چرا كه بين «كلّ و جملة» از يك طرف و «كلّى و جملىّ» از طرف ديگر تفاوت است و نبايد اينها را با هم اشتباه نمود.
گاهى سخن از اسباب به عنوان يك امر كلّى است كه جزئىِ اين كلّى، سبب فاعلى، سبب مادى و غير اينها مىباشد ولى گاهى سخن از اسباب به عنوان يك كلّ و مجموعه است كه هر يك از اسباب، جزء و بخشى از اين كل بحساب مىآيند.
تفاوت دو فرض بالا در اين است كه كلّ و مجموعه از اجزاء تركيب مىشوند و متأخر از اجزاء مىباشند ولى كلّى تركيب شده از جزئيات خويش نيست و در نتيجه متأخر از جزئى خويش هم نخواهد بود.
پس اشكالى كه بر فرض موضوع بودن كل اسباب براى فلسفه وارد شد بدين خاطر بود كه «كلّ و «جمله» و «مجموعه» اسباب، امرى تركيب يافته از همه علل و اسباب خواهد بود و تا وقتى وجود هر يك از اين اجزاء اثبات نشود، وجود كلّ هم اثبات