شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - تعيين موضوع فلسفه
همين تفكيك در مقدار، در مورد عدد نيز صادق است يعنى گاهى عدد بصورت مجرد از ماده مورد بحث قرار مىگيرد و آن در علم حساب است كه موضوعش عدد، صرف نظر از معدود است، چه معدودش جسم باشد يا غير جسم. گاهى هم عدد همراه ماده، موضوع قرار مىگيرد و آن در علم موسيقى است. در اين علم از اعداد به صورت مجرد بحث نمىشود بلكه از عداد و روابط اعداد در اصوات بحث مىشود.
وقتى موضوع علوم رياضى كميت متصل يا منفصل باشد، ديگر بحث از اينكه مثلا «كميت متّصل يا مقدار چه حقيقتى دارد؟ آيا جوهر است يا عرض؟» و يا اين مسأله كه «آيا كميت منفصل بايد در ماديات تحقق داشته باشد يا اينكه در غير ماديات هم وجود دارد؟» خارج از علوم رياضى خواهد بود، زيرا در علوم رياضى از عوارض مقدار و يا عدد بحث مىشود بعد از آنكه عالم رياضيدان خود را فارغ از بحث در حقيقت و نحوه وجود مقدار و عدد مىداند.
چنانكه در اينجا ملاحظه شد ـ و در جاهاى ديگر هم ذكر مىشود ـ در مقام بيان موضوع علم رياضى، سخن از امر يا امور «مجرد ازماده» بميان مىآيد. آنچه از عبارات خود شيخ به آسانى قابل استفاده است اين است كه مراد او از «مجرد» همان مجردى نيست كه در بحثهاى فلسفى در مقابل مادى قرار مىگيرد بلكه مراد او اين است كه مثلا عدد يا مقدار را مىتوان جداى از ماده در نظر گرفت يعنى ذهن حيثيت در جسم بودن را از عدد و مقدار تفكيك مىكند. وقتى در علم حساب مثلا مىگويند: «دو ضرب در دو چهار مىشود» ذهن عدد دو را جداى از معدودش در نظر مىگيرد.
تذكر اين نكته از آن رو لازم بنظر آمد كه ممكن است كسى گمان كند شيخ هم مثل صدرالمتالهين قائل است كه چون هر چه در ذهن بيايد، حتى صور جزئيه، همگى مجردند[١] پس كميت متصل يا منفصلى كه در ذهن تصور مىشود چون يك صورت ادراكى است مجرّد مىباشد، حال آنكه شيخ اين مبنا را كه صور ادراكى مجردند ـ چه جزئى باشند و چه كلى ـ قبول ندارد.
گفتنى است كه علوم رياضى را به چهار علم اصلى حساب، هندسه، هيئت و
[١] ملاصدرا، اسفار، ج ٣، ص ٤٧٥ تا ٤٨٧.