شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٣ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
فإنَّه كما أَنَّ فى بابِ التَّصديقِ مبادئَ أوّليّةً، يقعُ التَّصديقُ بها لِذاتها ويكونُ التَّصديقُ بغيرِها بسببها وإِذا لم يخطر بِالبالِ أَو لم يُفهم اللَّفظُ الدّالُّ عليها لم يُمكن التوصُّلُ إِلى معرفةِ ما يعرَّفُ بها، وإِن لم يكنِ التَّعريفُ الَّذى يُحاوَل إخطارُها بالبالِ اوتفهيمُ ما يدلُّ به عليها من الأَلفاظِ مُحاوِلا لإِفادةِ علم ليسَ فِى الغريزةِ بل منبِّهاً على تفهيمِ ما يريدُه القائلُ ويذهبُ إِليه. ورُبَّما كان ذلك بأَشياءَ هى فى نَفسها أَخفى منالمرادِ تعريفُه، لكنَّها لعلّة مَا وعبارة مّاصارت أَعرفَ.
«پس همانگونه كه در باب تصديق، مبادى نخستينى وجود دارند[١] كه تصديق به آن مبادى، «لذاتها»ست و تصديق به غير آنها به سبب خود اين مبادى است و اگر اين مبادى به ذهن خطور نكنند يا اينكه معانى الفاظ دالّ بر اين مبادى فهم نشود امكان ندارد كه به معرفت چيزى كه بوسيله اين مبادى شناخته مىشود، برسيم. اگر چه تعريفى كه مىخواهد اين مبادى را به ذهن خطور دهد يا الفاظ دالّ بر اين مبادى را تفهيم كند، در صدد افاده علمى كه در غريزه نيست نباشد بلكه [فقط] منبّهى باشد بر تفهيم آنچه گوينده اراده مىكند و مقصود دارد. و چه بسا كه اين تنبيه بوسيله اشيائى باشد كه فى نفسها أَخفى از معرَّف باشد ولى به خاطر علت خاصى و يا عبارت خاصى أعرف شده باشد.»
گفته شد كه شيخ دو ادّعا دارد: يكى از آن دو به مثابه كبراى سخن اوست و آن اينكه: «تصورات بديهىاى وجود دارند». براى اثبات اين كبرا، نخست تصديقات بديهى را مورد اشاره قرار داده است.
دليل بر وجود تصورات بديهى
ايشان مىگويد: در ميان تصديقات بايستى بديهياتى داشته باشيم كه محتاج اثبات نباشند وگرنه دور يا تسلسل لازم مىآيد يعنى اگر بخواهيم قضيه «الف» را با «ب» اثبات كنيم و قضيه «ب» را هم با «الف» اثبات كنيم دور لازم مىآيد و اگر بخواهيم
[١] گفتنى است كه لنگه اين كلام شيخ كه «كما أنَّ» يعنى «همانگونه كه ...» در چند سطر بعد مىآيد كه «كذلك ...» يعنى همينطور ....، و ما بعداً بدان خواهيم پرداخت. پس توهم نشود كه كلام شيخ ناقص است.