شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥١ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
يادآور مىشويم كه شبيه اين تعريف در كلام باركلى[١] آمده است. او مىگويد: وجود چيزى است كه درك مىشود يا درك مىكند. يعنى باركلى ملاك موجوديت را ادراك قرار مىدهد[٢] ولى بعضى از پيشينيان ـ طبق نقل شيخ ـ ملاك موجوديت را تأثير مىدانستهاند.
اين تعريف، مواجه با اشكالاتى است:
١ـ اينكه موجود يا فاعل است يا منفعل، تقسيمى براى موجود است نه تعريف آن. هيچگاه تقسيمكردن يك چيز تعريف آن شىء نخواهد بود. اگر تقسيم موجود به اقسامش تعريف براى موجود مىشد پس تقسيمات ديگرى كه در فلسفه از موجود عرضه مىشود مثل تقسيم موجود به واجب و ممكن، تقسيم موجود به جوهر و عرض و امثال اينها، بايد تعاريفى براى موجود بحساب آيند.
٢ـ مفهوم موجود أَعرف و آشناتر از مفهوم فاعل و منفعل است. چون همه مردم موجود بودن را مىفهمند در حالى كه از لزوم فاعل يا منفعلبودن آن آگاهى ندارند. اصلا مردم فاعل و منفعل را توسط همين مفهوم «موجود» مىفهمند چون مىگويند: فاعل چيزى است كه چنين و چنان است و «چيزى» يعنى موجودى. پس فاعل و منفعل بوسيله موجود تعريف مىشوند نه بالعكس.
نكته ديگرى كه در اينجا مىتوان گفت اين است كه: در هر تقسيم بايد مقسم در اقسام موجود باشد. حال وقتى موجود را به فاعل و منفعل تقسيم مىكنيد موجودى كه مقسم است بايد در فاعل و منفعل كه اقسام آن هستند موجود باشد. اگر چنين است چگونه با فاعل و منفعلى كه همان موجودند به اضافه امر ديگر، موجود را تعريف مىكنيد؟! آيا اگر كسى «انسان» را نداند و براى رفع جهل او بگوييم: انسان يا مرد است
[١] از باركلى دو كتاب به فارسى ترجمه شده است: «رساله در اصول علم انسانى» و «سه گفت و شنود» كه اين دو كتاب هر دو ترجمه منوچهر بزرگمهر و با مقدمه و بازبينى دكتر يحيى مهدوى است و اخيراً مركز نشر دانشگاهى (١٣٧٥) آن دو را در يك مجلد چاپ كرده است. علاوه بر اين دو كتاب، مىتوان آراء باركلى را در كتابهاى تاريخ فلسفه كاپلستن، ج ٤ [(فيلسوفان انگليسى)، ترجمه: امير جلال الدين اعلم] ـ فلاسفه تجربى انگلستان، [ج ١، بزرگمهر] ـ سير حكمت در اروپا، [محمدعلى فروغى، بخش حكماى انگليس در سده هيجدهم] ـ تاريخ فلسفه غرب [برتراند راسل، كتاب سوم، فصل شانزدهم، ترجمه: نجف دريابندى] ملاحظه كرد. [٢] ر. ك به رساله در اصول علم انسانى، بخش اول، شماره ٣ ـ فلاسفه تجربى انگلستان، ص ١١٩ـ١٣٣.