شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
علوم عملى از توجه نفس به تدبير بدن و عالم طبيعت، عدهاى معتقد شدهاند كه علوم نظرى اشرف از علوم عملىاند چون توجه نفس به عقول در واقع بالارفتن و ترقى براى نفس است ولى توجه نفس به طبيعت و بدن سقوط كردن و تنزل نفس است.
اشكال بر استكمال قوه نظرى نفس از راه استكمال قوه عملى آن
بعد از توجه به اين مطلب اشكالى جديد بر سخن شيخ وارد كردهاند و آن اينكه: شيخ در تعريف علوم عملى گفته است كه علوم عملى آن دسته از علوماند كه در آنها اولا استكمال قوه نظرى از طريق حصول علوم تصورى و تصديقى مورد نظر است تا در مرحله دوم قوه عملى نفس استكمال يابد.
در واقع شيخ قوه نظرى را مقدمه براى علوم عملى قرار داده است و عمل را غايت براى معلومات نظرى قلمداد كرده است; حداقل عمل را براى آن دسته از معلومات نظرى كه متعلق به افعال اختيارى انسان مىباشند غايت دانسته است. در حالى كه اگر استكمال قوه عمليه غايت براى استكمال قوه نظريه باشد لازمهاش اين است كه عالى (كه همان قوه نظريه و علوم نظرىاند) به وسيله سافل (كه همان قوه عمليه و علوم عملىاند) استكمال يابد چرا كه هميشه هر چيزى بارسيدن به غايتش كمال مىيابد و غايت علوم نظرى همان عمل تلقى شده است.
پس، اين سخن شيخ درست نيست چون لازمه آن، استكمال عالى به وسيله دانى و توجه عالى به سافل و دانى است كه در جاى خودش ابطال شده است.[١]
لكن بايد توجه داشت كه اين اشكال مبتنى بر اصول موضوعهاى است از جمله اينكه نفس دو قوه دارد يكى نظرى و ديگرى عملى. ثانياً قوه نظرى اشرف از قوه عملى است. و ثالثاً ارزش عمل و نقش آن در تكامل نفس كمتر از ارزشى است كه در اثر حصول معلومات نظرى براى نفس پيدا مىشود.
هر كدام از اين اصول موضوعه در جاى خودش بايد مورد بررسى دقيق قرار گيرد. چرا كه اين اصول، بديهى و مستغنى از اثبات نيستند. يعنى نمىتوان بدون دليل پذيرفت كه نفس دو قوه دارد و يا انسان دو عقل مجزا از هم دارد. همچنين فرضاً كه
[١] اين اشكال در سخن ملاصدرا مطرح شده است [صدر المتألهين، تعليقات، ص ٣.]محشين ديگر هم اين اشكال و پاسخ را آوردهاند. [براى نمونه بنگريد: الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٧، حاشيه سليمان]