شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
فَالّذى يجبُ أَن يقالَ فى هذا التَّشكيكِ هو أَنَّه: أَمَّا الهندسةُ فما كانَ النّظرُ فيه منها إِنَّما هو فى الخطوطِ والسّطوحِ والُمجسَّماتِ فمعلومٌ أَنَّ موضوعَه غيرُ مفارق لِلطَّبيعةِ فِى القوامِ، فالأَعراض اللاّزمةُ لَه أَولى بذلكَ.
«آنچه بايد در جواب اين تشكيك گفت آن است كه: آن بخشى از هندسه كه بحث از خط و سطح و حجم مىكند، معلوم است كه موضوع آن وجوداً مفارق از طبيعت نيست پس محمولات چنين موضوعى هم به طريق اولى مفارق از طبيعت نيستند.»
ردّ اين توهّم
شيخ در پاسخ به اين اشكال يك جواب مشترك و قابل تطبيق بر حساب و هندسه دارد كه بعداً بدان مىپردازد و براى هريك از حساب و هندسه جواب اختصاصى هم دارد.
نخست به جواب اختصاصى در باب هندسه مىپردازد و مىگويد:
تحقق خطّ، سطح و حجم در عالم طبيعت فقط
بخشى از هندسه هست كه درباره خط، سطح و حجم بحث مىكند يعنى مثلا اقسام خط، سطح و حجم و نسبت بين آنها را بررسى مىكند و خلاصه عوارض ذاتيه اين سه امر را مورد بررسى قرار مىدهد.
در اين بخش از هندسه، خط را مثلا به مستقيم، منحنى و منكسر و سطح را به مستوى و غير مستوى و غير مستوى را به محدّب و مقعّر تقسيم مىكنند.
معلوم است كه موضوع اين بخش از هندسه، امورى است كه قوامش متعلق به ماده و طبيعت است. چون در عالم مجردات خط، سطح و حجم تحقق ندارد. بلكه فقط در ميان موجودات طبيعى خط و سطح و حجم داريم. خط بدون سطح، سطح بدون حجم و حجم بدون جسم محقق نمىشود. موضوع اين بخش از هندسه امر مفارق و مجرّد از طبيعت نيست.[١]
[١] قوّه وهم انسان خط، سطح و حجم را از ماده تجريد مىكند ولى اين امور در وجود خارجى هيچ تجردى از ماده ندارند. [ملاصدرا، تعليقات، ص ٢٠]، قبلا در فصل دوم از همين مقاله الهيات شفاء به اين نكته اشاره شده بود. ـ گرچه اين امور در وجود خارجى تقدم بر طبيعت ندارند نه تقدم بالذات و نه تقدم بالعموم ولى آيا شناخت طبيعت تقدم بر شناخت اين امور ندارد؟ [خوانسارى، الحاشيه، ص ١٤٠]يعنى اين امور به لحاظ شناخت ما متأخر از طبيعتاند پس به اين لحاظ مىتوان آنها را «مابعد الطبيعة» دانست.