شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٦ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
نبايد از معدومات خبر داده شود حال آنكه چنين نيست و از معدومات خبر مىدهيم پس آنها هم شىء هستند.
شيخ در پاسخ به اين ادعا مىگويد: ما كبراى سخن شما را قبول داريم كه از شىء مىتوان خبر داد ولى صغراى استدلال شما كه از معدوم هم خبر داده مىشود، بايد مورد استفسار قرار گيرد. مراد شما از معدوم چيست؟[١]
اگر مراد آن باشد كه چيزى كه در خارج نيست مىتوان از او خبر داد. اين امر قابل قبول است چراكه ممكن است چيزى در خارج معدوم باشد ولى در ذهن برايش فرض وجود مىكنيم و سپس بر او حكمى بار مىكنيم كه مثلا اگر در خارج تحقق داشت فلان حكم و خصوصيت را مىداشت. يا اينكه براى آن فرض وجود در زمان آينده مىكنيم و مىگوييم: اگر در فلان زمان موجود شود فلان حكم را خواهد داشت با اينكه مىگوييم: اينك آن شىء معدوم است. خود شيخ براى اين مورد مثال به قيامت مىزند كه در مورد قيامت مىگوييم: در قيامت كذا و كذا خواهد شد.[٢] يا اينكه از چيزى كه قبلا بوده و حالا معدوم است خبرى نسبت به گذشتهاش مىدهيم.
لكن بايد توجه داشت كه در جميع اين فروض از معدوم على الاطلاق خبر ندادهايم بلكه از چيزى خبر دادهايم كه آن را تصور كردهايم يعنى در ذهن، وجودى پيدا كرده است. پس «مخبر عنه» واقعشدن مقارن شده با موجودشدن در ذهن. لذا معدوم مطلق «مخبر عنه» واقع نشده است.
[١] بدان كه عمده استدلال قائلين به شيئيت معدوم اين است: از معدوم خبر داده مىشود. هر چيزى كه از آن خبر داده شود شىء است پس معدوم هم شىء است.
شيخ كبراى اين قياس را صحيح مىداند و در صغرا قائل به تفصيل است بدين صورت كه اگر مراد از معدوم در صغرا، معدوم در خارج است باز اين صغرا مقبول است ولى ادعاى قائلين به شيئيت معدوم را اثبات نمىكند. چون ممكن است از معدوم خارجى كه صورتى از آن در ذهن داريم خبر دهيم از جهت وجودش در ذهن. و اگر مراد از معدوم در صغرا، معدوم مطلق باشد* صغرى باطل است. چرا كه از معدوم مطلق نه خبر داده مىشود، چه خبر ايجابى و چه خبر سلبى، و نه صورتى از او در ذهن هست كه بتوان با آن صورت به چيزى اشاره كرد. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٥]
* مراد شيخ از «الشىء قد يكون معدوماً على الاطلاق» اين است كه معدوم قيدى به همراهش نباشد نه معدومى كه مقيّد به اطلاق است وگرنه ديگر ترديد شيخ در جملات بعدى صحيح نخواهد بود. [خوانسارى، الحاشيه، صص ٥ ـ ١٨٤]
[٢] الهيات چاپ قاهره، ص ٣٤.