شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٠ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
بلكه براى مقدارى كه عَرَض است تحقق دارد. و در شرح بر مطالب منطقى و طبيعى معلوم شده كه بين مقدارى كه صورت براى هيولى است و مقدارى كه كمّ [و عرض] است تفاوت وجود دارد و لفظ «مقدار» بر اين دو معنى، به نحو اشتراك لفظى اطلاق مىشود. اگر واقع امر چنين است پس موضوع حقيقى هندسه مقدارى كه مقوّم جسم طبيعى به شمار مىرود، نيست بلكه موضوع هندسه مقدارى است كه بر خط و سطح و جسم [تعليمى يعنى همان حجم]اطلاق مىشود و همين مقدار است كه مستعدّ براى نسبتهاى مختلف مىباشد.»
وجه «مابعد الطبيعة» نبودن هندسه ناظر به مقدار مطلق
شيخ مىگويد: گاهى در هندسه از مقدار مطلق، نه مطالب اختصاصى خط، سطح و يا حجم، بحث مىكنيم. اگر اين بخش از هندسه را در نظر بگيريم اشكال كمى پيچيدهتر مىشود چون هندسه ناظر به خط و سطح و حجم را براحتى علم مابعد الطبيعة نمىدانستيم بدليل اينكه خط و سطح و حجم فقط در عالم طبيعت تحقق دارند ولى هندسه ناظر به مقدار مطلق، وابستگى به طبيعت ندارد چراكه مقدار امرى انتزاعى و تجريدشده از ماده است. آيا اين قسمت هندسه را مىتوان مربوط به مابعد الطبيعه بدانيم يا نه؟ پاسخ شيخ اين است كه اگر در هندسه بحثى از مقدار بطور مطلق مىشود منظور همان مقدارى است كه معروض نسبتهاى مختلف قرار مىگيرد و آن همان است كه در خط و سطح و حجم، تعيّن مىيابد. و امّا مقدار بمعناى ديگرى كه بر صورت جسميّه اطلاق مىشود ربطى به هندسه ندارد و در مابعدالطبيعه از آن، بحث مىشود.
ملاصدرا در همينجا به شيخ اشكال مىكند كه مقدار مطلق مفهوم عامى است كه شامل اين سه نوع (خط، سطح، حجم) مىشود. و اگر اين سه نوع فقط در طبيعت يافت مىشوند مقدار مطلق كه جنس آنهاست، نيز فقط در طبيعت يافت مىشود و علم بحثكننده از آن مابعد الطبيعه نيست.[١]
[١] سخن ملاصدرا بطور كامل چنين است: اقسام اوليه مقدار (يعنى خط و سطح و حجم) و خود مقدار مطلق به يك جعل مجعولاند. به تعبير ديگر: مقدار بماهو مقدار وجودى ندارد مگر در ضمن يكى از اين سه قسم. همانگونه كه شأن جنس نسبت به انواع خويش چنين است. پس چگونه شيخ ممكن دانسته كه مقدار مطلق امر مفارق از طبيعت باشد ولى مفارقت خط و سطح و حجم را از طبيعت تجويز نكرده است؟! با اينكه قوام مقدار به يكى از انواع سهگانهاش مىباشد.
به علاوه هركدام از اين سه قسم امكان تحقق در غير عالم طبيعت را دارد ـ و اين مطلب از سخنان ما روشن خواهد شد ـ پس حق در جواب همان است كه گفته شود: اين سه نوع از مقدار وقتى موضوع بحث هندسهدان واقع مىشوند كه نسب و اجزاء مثل تجذير، تكعيب و ساير صفات را قبول كنند و زمانى اين نسب را مىپذيرند كه متعلق و وابسته به ماده طبيعى باشند. [تعليقات، ص ٢٠]