شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٧ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
موجود يا فقط وجود فى نفسه دارد و يا اينكه هم وجود فى نفسه دارد و در عين حال وجود للغير هم دارد. ولى چيزى كه معدوم باشد معنا ندارد كه وجود للغير داشته باشد.
به عبارتى ديگر: ممكن است چيزى هم وجود فى نفسه داشته باشد و هم وجود للغير، مثل اعراض و يا مثل صورت كه وجود للمادة دارد. ممكن هم هست كه چيزى وجود فى نفسه داشته باشد ولى وجود للغير نداشته باشد مثل عقول و جواهر مجرد. ولى ديگر ممكن نيست چيزى وجود فى نفسه نداشته باشد ولى وجود للغير داشته باشد.
فأَمّا إِن لم تكنْ الصِّفةُ موجودةً لِلمعدومِ فهىَ نفىُ الصِّفةِ عَن المعدومِ، فإِنّه إِنْ لم يكنْ هذا هو النَّفىُ لِلصِّفةِ عنِ المعدومِ فإِذا نفَينا الصِّفةَ عَن المعدومِ كانَ مقابلَ هذا فكانَ وجودَ الصِّفةِ له; وهذا كلُّه باطلٌ.
«اما اگر صفت براى معدوم موجود نبود، اين نفى صفت از معدوم است [نه ايجاب چيزى براى معدوم]، چراكه اگر اين [فرض] نفى صفت از معدوم نباشد [لازمهاش اين است] كه هرگاه صفت را از معدوم نفى مىكنيم مقابل اين [فرض] خواهد شد يعنى وجود صفت محقق مىشود; و همه اين چيزها باطل است.»
تا بدينجا شيخ دو شق مختلف اين فرض را كه اخبار از معدوم به معناى ايجاب و اثبات محمول براى معدوم مطلق باشد، ابطال كرد. حال مىخواهد فرض ديگر را مطرح كند و آن اينكه اخبار از معدوم به معنى سلب محمول از معدوم باشد [= فرضى كه ما با عنوان ب مطرح كرديم] و آن را هم ابطال كند.
ايشان مىگويد: اگر اِخبار از معدوم مطلق بدين معنا نباشد كه وصفى براى معدوم