شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٩ - وحدت واجب الوجود
ظاهراً شيخ نمىخواهد از اين راه وارد شود. ايشان مىگويد: دو واجب الوجود مفروض يا در حقيقت واجب الوجودى مشترك هستند و هيچ اختلافى در اين حقيقت با همديگر ندارند پس تعدد و كثرت آنها عددى مىشود، و يا اينكه اين دو واجب الوجود مفروض در اصل حقيقت وجوب وجود با همديگر اختلاف دارند.
در اينجا شيخ تعبير مبهمى را بكار مىگيرد. ايشان مىگويد: «المعنى الذى هو حقيقته = معنايى كه حقيقت هر يك از آن دو واجب الوجود مفروض است».[١] اينكه اين چه چيزى است، آيا مرتبه خاصى از وجود است يا ماهيت مجهول الكنهى است و يا چيز ديگر، به اينها تصريح نمىكند و نمىپردازد.
حتى تعبير «ماهيت» را هم بكار نمىگيرد گرچه در ضمن سخنان بعدى از اين تعبير استفاده مىكند. تعبير ديگرى كه در جملات بعدى مورد استفاده شيخ قرار گرفته است، تعبير «ذات» است و خود اين تعبير سؤال برانگيز است. مراد از «ذات» چيست؟ آيا مراد وجود است، يا ماهيت، يا هويت، و يا ماهيت موجود؟
شيخ در اينجا خود را وارد اين مسائل نمىكند نه اينكه ايشان به اين امور توجه ندارد كه مثلا واجب الوجود «ماهيت» به معناى امر مقابلِ وجود، ندارد بلكه شيخ مخاطب خويش را كسى فرض مىكند كه اين مسائل براى او مطرح نيست. بعد در جاى خودش تكتك اين مسائل را مورد بحث قرار مىدهد.
بهر حال، شيخ دو فرض را مطرح مىكند. يكى اينكه اين دو واجب مفروض يك حقيقت مشترك دارند و اگر اختلافى دارند كه منشأ تعدد و تكثر آنها شده، امرى است خارج از اين حقيقت وجوب وجود.
دوم اينكه: اين دو واجب مفروض در عين اشتراك در وجوب وجود، در معنايى كه جزء حقيقت و ماهيت آنهاست اختلاف دارند. يعنى تمام حقيقت آنها وجوب وجود
[١] بعضى از محشين كلام شيخ گفتهاند: «المعنى الذى هو حقيقته» يعنى تمام ماهيت نوعيه واجب (خوانسارى، الحاشية، ص ٢٦١ ـ ملااولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص٣٠٢)