شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٤ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
زمانى معنا دارد كه موصوفْ وجود داشته باشد. اگر چنين است پس از معدوم مطلق نمىتوان خبر داد.
بار ديگر شيخ براى بررسى همه جانبه اين مسأله، به تشقيق شقوق مىپردازد و از نو بيانى را شروع مىكند. ايشان مىگويد:
بل نقولُ: «إِنَّه لايخلو أَنَّ ما يوصَف به المعدومُ ويُحملُ عليهِ إِمّا أَن يكونَ موجوداً وحاصلا للمعدومِ أو لايكونَ موجوداً [و] حاصلا له; فإِن كان موجوداً وحاصلا للمعدوم، فلايخلُو إِمّا أَن يكونَ فى نفسه موجوداً أو معدوماً، فإِن كانَ موجوداً فيكونُ للمعدوم صفةٌ موجودةٌ، وإِذا كانت الصِّفةُ موجودةً فالموصوفُ بها موجودٌ لامحالة، فالمعدومُ موجودٌ وهذا محالٌ;
«بلكه مىگوييم: آنچه معدومْ بدان وصف مىشود و بر معدومْ حمل مىشود، يا موجود است و براى معدوم حاصل است، يا اينكه موجود و حاصل براى معدوم نيست. اگر وصفِ معدوم، موجود و حاصل براى معدوم باشد يا آن وصف فى نفسه موجود است يا اينكه معدوم است. [حال] اگر وصف، موجود [فى نفسه]باشد پس براى معدوم صفت موجودى هست و وقتى صفت موجود باشد بناچار موصوف به آن صفت هم موجود است پس [معنايش اين مىشود كه] معدوم موجود است و اين محال است»
بيان تفصيلى در باب امتناع إِخبار از معدوم مطلق
شيخ همان سخن سابقش را با بيانى جديد[١] مىآورد و مىگويد: وقتى راجع به معدوم مطلق قضيهاى تشكيل مىدهيم چند حالت امكان دارد. بايد ديد در كدام يك از آن حالات، واقعاً خبر از معدوم مطلق داده شده است.
در بادى نظر دو احتمال وجود دارد:
الف) با تشكيل قضيه مىخواهيد چيزى را براى معدوم مطلق اثبات كنيد.
ب) با تشكيل قضيه مىخواهيد بگوييد كه محمول براى معدوم مطلقْ ثابت نيست.
[١] بيشتر محشين و شارحين كلام شيخ اين عقيده را دارند كه اين سخن شيخ كه با «بل نقول» شروع شده، توضيح تقرير سابق است كه در آن تفصيل و زيادتى آورده است. [براى نمونه بنگريد: خوانسارى، الحاشية، ص ١٩٥ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٢٥٧ ـ ملااولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٩٦]ولى بعضى آن را دليل ديگرى بر استحاله اخبار از معدوم مطلق دانستهاند. [ملاسليمان، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٩٦]