شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
اشاره به ضرورت وجود رابط در قضايا
شيخ در اينجا مىگويد: هميشه در اِخبار «هو» وجود دارد ـ البته نه صراحتاً بلكه در اكثر موارد بصورت مستتر اين «هو» هست ـ كه اشاره به موضوع دارد. اگر موضوع نه در خارج و نه در ذهن موجود نباشد اين «هو» بدون مرجع و مشاراليه مىماند و اِخبار ما بيهوده خواهد شد. (دقت شود)
اين سخن شيخ مبتنى است بر اين عقيده كه در هر قضيه بايد علاوه بر موضوع و محمول رابطه هم وجود داشته باشد. در مقام اِخبار لفظى حتماً لفظ دال بر موضوع و محمول مىآيد ولى در بعضى زبانها، مثل زبان عربى در اكثر قضيهها، لفظ صريح دالّ بر رابطه وجود ندارد. مثلا در عربى مىگويند: «زيدٌ قائمٌ». منطقيين قديم گفتهاند كه گرچه در بعضى زبانها نيازى به ذكر صريح رابطه نيست ولى بايد لفظى را در نظر بگيريم كه بيانكننده رابط بين موضوع و محمول باشد. «هو» بيانگر رابط بين موضوع و محمول در قضاياى حملى است. البته «هو» يك مثال است. در قضاياى حمليه ديگر ممكن است لفظ بيانگر رابط، چيز ديگرى باشد.
با توجه به اين نكته، «هو» در هر قضيه لازم است و اگر چيزى در خارج يا ذهن نداشته باشيم كه اين «هو» بدان اشاره داشته باشد قضيه متكون نمىشود و اِخبار حاصل نمىآيد.
بيان فنّىتر اين مطلب آن است كه در هر قضيه «وجود رابطى» مىخواهيم تا بين موضوع و محمول ارتباط و پيوند برقرار كند. حال ممكن است لفظ نشانگر اين وجود رابط در «قضيه ملفوظه» داشته باشيم مثل لفظ «است» در زبان فارسى و يا لفظ «هو» در بعضى قضاياى زبان عربى. و ممكن هم هست كه اصلا اين لفظ در زبانى صراحتاً آورده نشود ولى بهرحال در قضيه اصلى [= معقولة] نه قضيه ملفوظه وجود رابطى تحقق دارد.
وجود رابط قائم به دو طرف است. اگر يك طرفْ معدوم مطلق باشد وجود رابطْ تحقق نمىيابد و در نتيجه قضيه و اِخبارى نخواهيم داشت. پس حتى در اِخبار به سلب هم، از آن جهت كه اِخبار است، محتاج دو امر هستيم تا يكى را از ديگرى سلب كنيم. اگر چنين است از معدوم مطلق نمىتوان اخبار به سلب هم كرد.
در اينجا بعضى از شارحان كلام شيخ از جمله مرحوم صدرالمتألهين تفصيلى ذكر كردهاند به اين بيان كه يا نظر شيخ به قضيه محصله سالبه المحمول است يا به قضيه