شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
همينطور در ميان جواهر، جوهر طبيعى را جدا كردهاند و علمى عليحده به اسم «طبيعيات» ترتيب دادهاند با اينكه امكان داشت كه مثلا تمام مسائل و مباحث مربوط به جوهر نفسانى را هم جدا مىكردند و اسم «علم النفس» را برايش در نظر مىگرفتند. چرا اينكار را نكردهاند؟
پس اگر زمانى، كسانى با توجه به مناسبتهايى بين بعضى از مسائل علمى، علم چهارم يا پنجمى را اعلان كردند، خلاف مقتضاى دليل عقلى نيست.
چون شيخ و ديگران ملاك تقسيم علوم و جداسازى آنها را همين مادىبودن يا نبودن موضوع آنها دانستهاند، در توجيه تسميه علوم و يا وجه دخول مسألهاى در يك علم و خروج مسألهاى ديگر از آن خودشان را به تكلف انداختهاند.[١]
[١] مرحوم نراقى هم در پايان اين فصل مطالب مفصلى دارد كه براى پرهيز از تطويل فقط به ذكر فهرست مطالبش اكتفاء مىكنيم:
الف) تعيين مراد شيخ از «وهم» و تبعيت «وهم» از طبيعيات
ب) اشكال مرحوم خوانسارى بر مطلب بالا ـ كه ما آن اشكال را در پاورقى ص ٢٠٣ نقل كرديم ـ و پاسخ به اين اشكال
ج) نقل كلام ملاصدرا ـ كه ما بخشى از آن را در پاورقى شماره [١] ص ١٩٥ آورديم ـ و اشكال بر آن
د) نقل كلامى از شيخ در باب مساوات عدد با امور عامه فلسفى در اتصاف به تجرد و مفارقت از ماده
هـ) دليل اين سخن كه «عدد عارض بر مفارقات، موضوع علم حساب نيست» و اشكال بر اين دليل
و) سه اشكال بر اين سخن شيخ كه «علم حساب داخل در مابعد الطبيعة نيست» و مطالب فرعى آن
ز) پاسخ به اشكال بر عدم دخول علم حساب در «مابعد الطبيعة»
ح) نقل اشكالات ديگران بر اين دو سخن شيخ كه «عدد قابليت زياده و نقصان را دارد» و «موضوع علم حساب عددى است كه در طبيعت و يا در وهم وجود دارد» و پاسخ به آنها.
طالبين مىتوانند مطالب فوق را بهطور تفصيلى در شرح الهيات [ص ١٨٠ تا ١٨٨] ملاحظه كنند.