شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
اين سخن كاملا با اصول روانشناسى هم مطابقت دارد يعنى از لحاظ روانشناسى يادگيرى چنين است كه هر متعلمى در ابتداء امور مربوط به حسّ را ادراك مىكند چون محسوسات براى انسان مأنوستر از امور غير محسوس است. بعد از يادگيرى امور حسّى نوبت به رياضيات مىرسد. در رياضيات گرچه مفاهيم انتزاعى بكار گرفته مىشود لكن چون مفاهيم رياضى قابل تطبيق بر حسيات است باز از حسيات فاصله زيادى ندارد و در آخرين مرتبه بايد فلسفه را آموخت چراكه مفاهيم فلسفه انتزاعى محضاند و با حسيات هيچ ارتباطى ندارند.
توجيه ديگر براى تقدم يادگيرى علوم طبيعى بر فلسفه
شيخ در اينجا وجه ديگرى براى تقدّم زمان يادگيرى طبيعيات و رياضيات بر زمان يادگيرى فلسفه و علم الهى ذكر مىكند. ايشان مىگويد:
أَمّا الطَّبيعيّةُ فلأنّ كثيراً مِن الأُمور المسلّمةِ فى هذا ممّا تبيّن فى العلم الطَّبيعىِّ مثل: الكونِ، والفسادِ، والتغيّرِ، والمكان، والزّمان و تعلّقِ كلِّ متحرّك بمحرّك، وانتهاءِ المتحرّكاتِ الى محرّك اوّل، وغيرِ ذلك.
«امّا [تأخر فلسفه از] طبيعيات به جهت اين است كه بسيارى از مفاهيم هستند كه در فلسفه مسلّم تلقى مىشوند در حالى كه تبيين آنها در علم طبيعى است[١] مثل كون و فساد، مكان و زمان، تعلق و احتياج هر متحرك به محرك و انتهاء جميع متحركها به محرك نخستين و امورى از اين قبيل»
منظور شيخ اين است كه ما مفاهيمى را ابتدا در علوم طبيعى مىآموزيم و به آنها معرفت پيدا مىكنيم مثل مواردى كه مثال زد. پس شناخت اوليه اين مفاهيم مربوط به علوم طبيعى است. در علوم طبيعى است كه مىفهميم در طبيعت كون و فسادى هست، زمان و مكانى هست و امثال اينها. بعداً در مقام تحقيق برمىآييم كه مثلا زمان و مكان از چه مقولهاى هستند. اينجاست كه وارد بحث فلسفى مىشويم. پس طبيعيات مقدم بر فلسفه است.
[١] اين تعليل شيخ قابل مناقشه است چون عكس اين سخن هم صادق است يعنى علوم طبيعى هم مبادى خود را از فلسفه مىگيرند. پس بهتر است تقدم طبيعيات بر فلسفه را اينگونه تعليل كنيم كه چون محسوسات نزد ما اعرف هستند. مناسبتر آن است كه احوال محسوسات را مقدم بر فلسفه قرار دهيم. [خوانسارى، الحاشية، ص ١١٦ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٣٤]