شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٧ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
لأَىِّ زيادة اتَّفقت، ولاَِىّ نسبة اتَّفقت إِذا كانَ فى هيولَى الاجسامِ الَّتى هى بالقوّةِ كلُّ نحو من المعدوداتِ، أَو كانَ فى الوهمِ; وفى الحالينِ جميعاً هو غيرُ مفارق للطَّبيعةِ.
«ولى بيان تحقيقى در باب اينكه چرا علم حساب از علم «مابعد الطبيعة» شمرده نمىشود اين است كه بزودى براى تو روشن مىشود كه موضوع علم حساب عدد از هر جهت نيست، زيرا عدد گاهى در امور مفارق [مثل عقول] يافت مىشود و گاهى در امور طبيعى و گاهى هم در وهم وضعى برايش پيدا مىشود كه از هر چيزى [چه طبيعى و چه مفارق] كه عارض آن شود تجريد شده است گرچه ممكن نيست عدد موجود باشد مگر بصورت عارضى براى شئ موجود در خارج. آن عددى كه در امور مفارق يافت مىشود محال است كه موضوع نسبت زياده يا نقيصه قرار گيرد بلكه فقط و فقط بر همان حال خويش ثابت مىماند. بله عدد بايد بگونهاى قرار داده شود كه قابل و پذيراى هر زياده يا هر نسبتى باشد [و اين] در صورتى [است] كه عدد در هيولاى اجسام محقق شود، هيولايى كه بالقوة همه معدودات است، و يا اينكه عدد در وهم تحقق يابد و در هر دو حال [= تحقق در هيولاى اجسام و تحقق در قوه وهميه]عدد مجرّد از طبيعت نيست.»
پاسخ تحقيقى به شبهه
جواب تحقيقى شيخ در مقابل قول به مابعد الطبيعهبودن علم حساب به لحاظ اعمبودن موضوع آن از طبيعيات، اين است كه:
بايد توجه داشت كه مىتوان عدد ـ موضوع علم حساب ـ را بگونههاى مختلف، مورد بحث و بررسى قرار داد مثل اينكه «آيا عدد وجود حقيقى دارد يا نه؟» يا «آيا عدد وجودش وجود جوهرى است يا عرضى؟» كه چنين مباحثى هيچ ارتباطى با علم حساب ندارد بلكه اينگونه مباحث مربوط به فلسفه اولى مىشوند.
امّا عدد به لحاظ خاصى در علم حساب مورد بحث و تحقيق قرار مىگيرد و آن لحاظ عارضشدن تغييرات و پيدايش نسبتهاى گوناگون براى عدد است. هنگامى كه در علم حساب از جمع دو عدد، تفريق آنها از همديگر، ضرب آنها در يكديگر و