شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٥
فإِن قالَ: إِذا تَكلّمتُ فَهمتُ به شيئاً بِعَينه أَو أَشياءَ كثيرةً محدودةً فَعلى كلِّ حال فَقد جعلَ للّفظِ دلالةً عَلى أَشياءَ بأَعيُنها لا يدخلُ فى تلكَ الدِّلالةِ غيرُها، فَإِن كانت تلكَ الكثرةُ تتَّفقُ فى معنىً واحد فَقد دلَّ أَيضا على معنىً واحد، وَ إِن لم يكُن كذلكَ فالإِسمُ مُشتركٌ، و يُمكن لا مَحالةَ أَن يُفرِدَ لكلِّ واحد من تلكَ الجُملةِ إِسماً; فهذا يُسلّمهُ مَن قامَ مَقامَ المسترشدينَ المتحيِّرينَ.
«پس اگر [شاكّ يا متحيّر] گفت: وقتى سخن مىگويم يك چيز يا چند چيز محدود را مىفهمم پس به هر حال براى لفظ، دلالت بر چند چيز معيّن را پذيرفته كه ديگران در اين دلالتْ داخل نيستند. پس اگر آن چند چيز در يك معنا [ى كلّى و مشترك] اتفاق داشته باشند اين لفظ بر معناى واحدى دلالت دارد ولى اگر چنين نباشد پس اين لفظ مشترك [لفظى]است و ممكن است كه براى هر يك از آن معانى متعدد اسمى جداگانه در نظر گرفت. اين امر را هر كسى كه متحير است و در مقام استرشاد و هدايتجويى است قبول مىكند.»
شيخ در اين قسمت از سخنش، به شاكّ يا متحيرى اشاره دارد كه در برابر اين سؤال كه «آيا از الفاظى كه براى محاوره استفاده مىكنى معنا يا معانىاى اراده مىكنى يا نه؟» پاسخ مثبت داده است. شيخ اين شخص را مسترشد و هدايتجو مىداند. و نشانهاش اين است كه اين شخص يك امر را پذيرفته است و آن «دلالت لفظ يا الفاظ بر معنا يا معانى خاص» است. اگر آن متحير بپذيرد كه الفاظ معناى خاصى افاده مىكنند يعنى معانى ديگر را افاده نمىكنند اين، نقطه اتكاء خوبى براى ادامه بحث است ـ و شيخ در ادامه از همين جا پلى به مقصود خويش مىزند.
حتّى اگر آن متحير پاسخ دهد كه از الفاظ بكار گرفته شده در محاوره، معانى متعددى مىفهمد يا اراده مىكند، باز نقطه اتكائى براى ادامه بحث با او وجود دارد چون آن امور كثير و متعدد يا در يك معناى عامّ و كلّى با هم اتفاق دارند ـ يعنى لفظ مورد نظر مشترك معنوى است ـ يا معانى متعددى هستند كه جامعى ندارند مثل لفظ مشترك. فرض كنيد لفظ «عين» كه معانى متعدد دارد. اگر شخص متحير مدعى شد كه