شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
نفس دو قوه داشته باشد، به چه دليلى قوه نظرى نفس اشرف و برتر از قوه عملى آن است؟! آيا كمال حقيقى نفس در اثر اعمال خيرى نيست كه براى انجام آنها بايد ارادهاى از نفس صادر شود كه آن اراده تنها در صورتى صادر مىشود كه معلومات و ادراكاتى در مورد آن افعال خير و آثار آنها داشته باشيم.؟
غرض اينكه با چند كلمه نمىتوان اين مباحث مهم را تمام شده دانست ولى آنچه مهم است اين است كه غرض شيخ از تقسيم علوم بدون توجّه به اين مباحث هم برآورده مىشود. چون مقصود او از بيان اين تقسيم آن است كه معلوم دارد كه مىتوان علوم را اولا به دو بخش تفكيك كرد و ثانياً براى هر بخشى زير مجموعههاى كوچكترى در نظر گرفت، نه اينكه شيخ بخواهد به عنوان يك امر برهانى و بر اساس مقدمات عقلى تقسيمى ارائه كرده باشد تا در مقدمات اين تقسيم خدشه كنيم.[١]
و ذُكرَ أَنَّ النظريّةَ تَنحصرُ فى أقسام ثلاثة هى: الطَّبيعيّةُ، و التَّعليميّةُ و الإلهيّةُ.
وَ أَنَّ الطَّبيعييّةَ موضوعُها الأَجسامُ من جهةِ ما هى متحركةٌ و ساكنةٌ، و بحثُها عن العوارضِ الّتى تعرضُ لها بالذّات من هذهِ الْجهةِ.
وَ أَنَّ التَّعليميّةَ موضوعُها إمّا ما هو كمٌ مجرَّدٌ عن المادّةِ بالذاتِ، و إمّا ماهو ذوكمٍّ. و المبحوثُ عنه فيها أحوالٌ تعرضُ للكمِّ بما هو كمٌّ. و لا يُؤخَذُ فى حدودها نوعُ مادّة، ولا قوّةُ حركة.
و أنَّ الإِلهيّةَ تبحثُ عن الأُمورِ المُفارقةِ للمادّةِ بالقوام و الحدِّ.
«[ و در جاهاى ديگر ] گفتهاند: حكمت نظرى درسه قسم منحصر است كه عبارتند از: حكمت طبيعى و حكمت تعليمى [ = رياضى ] و حكمت الهى.
و نيز گفتهاند: موضوع حكمت طبيعى اجسام از جهت متحرك و ساكن بودن مىباشد و مسائل آن درباره عوارضى است كه عارض اجسام مىشوند از جهت حركت و سكون آنها.
١- بعضى از شارحين و محشين كلام شيخ، در مقام دفاع از شيخ به اشكال فوق چنين جواب دادهاند كه هر دو كمال، چه كمال قوه نظرى و چه كمال قوه عملى بازگشت به كمال نفس مىكند و اشكالى ندارد كه يكى ازكمالات نفس مقدمهاى براى كمال ديگرى هم باشد. [تفصيل را از حاشيه سليمان (الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٧) بخواهيد]مرحوم نراقى هم همين پاسخ را عرضه كرده است. [شرح الهيات، ص ٧]در همينجا مرحوم خوانسارى دو اشكال مطرح شده بر سخن شيخ را نقل كرده و چندين جواب از اين اشكالات داده است. [الحاشيه، صص ٦ ـ ١٥].