شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٧ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
مىشود كه قسمى از امكان به شمار مىرود پس بحث از امكانْ شامل بحث از قوه هم مىشود. شايد نظر شيخ هم اين بوده كه در ضمن بحث از امكان و اقسام آن، بحث قوه را جاى دهد ولى بعداً بحث قوه و فعل را مجزاى از بحث وجوب و امكان آورده است و در اين صورت، اين يكى از موارد تخلف از ترتيبى است كه در اينجا ذكر كرده است يعنى در اين فصل، اين ترتيب را اعلام كرده ولى در مقام تفصيل بگونه ديگرى عمل كرده است.
اشاره به بحث از «بالذات» و «بالعرض» و حق و باطل
وأَن ننظرَ فى حالِ الَّذى بالذّاتِ والّذى بالعرضِ; وفى الحقِّ والباطل
«و [شايسته است] درباره آنچه بالذات است و آنچه بالعرض است بحث كنيم و همينطور درباره حق و باطل.»
ظاهر اين عبارت چنين القاء مىكند كه شيخ بحث مستقلى درباره «بالذات» و همچنين درباره «بالعرض» خواهد داشت در حالى كه چنين بحثى در كار نيست. پس مراد شيخ چه مىتواند باشد؟[١]
شايد مرادش از بحث درباره «بالذات» و «بالعرض» اين باشد كه وجوب و امكان را به دو قسم بالذات و بالعرض يعنى بالغير تقسيم كند. طبق اين احتمال، اين بحث در ضمن مباحث وجوب و امكان جاى مىگيرد.
شايد هم مراد شيخ اين باشد كه ذاتى و عرضى باب ايساغوجى و آنچه مربوط به «حدود» است را مطرح كند ولى احتمال قبلى مناسبتر و نزديكتر به مباحث مقاله نخستين است.
بحث ديگر شيخ، بحث از حق و باطل است.[٢] در اين بحث شيخ معانى مختلف «حق» را مطرح كرده كه يكى از آنها، مربوط به معرفت و شناخت مىشود. معرفت حق يعنى علمى كه مطابق با واقع است.
[١] مرحوم نراقى: اين عبارت شيخ يا اشاره است به تقسيم وجود به «بالذات» و «بالعرض» ـ كه در فصل ١ مقاله ٢ آمده است ـ و يا اشاره است به تقسيم واحد به «بالذات» و «بالعرض» ـ كه در فصل ٢ مقاله ٣ آمده است ـ [شرح الهيات، ص ١٩٢] [٢] در اين بحث، شيخ از مبدء المبادى در علم دفاع مىكند يعنى از اين قضيه كه سلب و ايجاب با هم صادق نمىآيند همانطور كه با هم كاذب نمىشوند. در اين بحث شيخ مىگويد كه تبكيت سوفسطايى و تنبيه متحير وظيفه فيلسوف است نه عالِم علم جزئى و نه منطقى. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢١]