شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - تعيين موضوع فلسفه
و هم در وجود مفارق از مادهاند» زيرا ـ همانگونه كه واضح شد ـ موجود بما هو موجود و مبادى و عوارض آن، هر يك متقدم الوجود بر ماده است و هيچيك تعلق وجودى به ماده ندارد.»
بررسى اسامى مختلف فلسفه و وجه تسميه فلسفه به اين اسامى
شيخ بعد از معرّفى سه بخش اساسى فلسفه مىگويد: اين همان علمى است كه در اين صناعت مطلوب است و فلسفه اولى همين علم است. قبلا در فصل اول همين كتاب اشاره شده بود كه در كتابهاى قبلى به مناسبتهايى به اين علم و اسامى و اوصافش و نيز به بعضى از مسائلش و همينطور به فايدهاش اشارت رفته بود. حالْ شيخ در صدد آن است كه با توجه به مشخص شدن موضوع و مسائل اين علم به وجه تسميه اين علم به اسامىاى كه برايش گفته شده و نيز به وجه توصيف اين علم به اوصافى كه بدان متصف مىشود اشارهاى داشته باشد.
وجه تسميه فلسفه به «فلسفه اولى»
يكى از اسامى اين علم «فلسفه اولى» است. چرا اين علم را فلسفه «اولى» نام نهادهاند؟
چون در اين علم پيرامون اوّلين امر از حيث وجود ـ يعنى همان واجب الوجود ـ و همينطور اوّلينامور از حيث عموميت يعنى وجود و وحدت بحث مىشود بنابراين اين علم را به اسم «فلسفه اُولى» ناميدهاند.[١]
در توصيف اين علم گفتهاند: حكمتى كه افضل علم به افضل معلوم است. چرا اين علمْ افضل است؟ چون اين علم برهانى و يقينآور است.[٢] چرا متعلّق اين علم، افضل معلوم است؟ چون اين علم مباحثى در باب ذات واجب و در مورد اسباب و وسائط بين واجب و عالم مادّه دارد.
[١] گفتنى است كه بعضى از شارحان و محشين كلام شيخ وجه تسميه ديگرى براى «اولى» ناميدن فلسفه ذكر كردهاند و آن اينكه: اين علم تقدم بالطبع بر همه علوم دارد. زيرا مبادى همه علوم در اين علم اثبات مىشود. اين وجه بر وجهى كه شيخ ذكر فرموده رجحان دارد. چرا كه در وجه مذكور در كلام شيخ، تقدم از حيث معلوم در نظر گرفته شده ولى در اين وجه تقدم از حيث خود علم منظور شده است. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ١٤ـ نراقى، شرح الهيات، صص ٤ ـ ١١٣] [٢] گفته شده كه افضل بودن يك علم از سه ناحيه ممكن است تحقق يابد. ١ـ از جهت ذات علم; فلسفه علمى است برهانى و نه تقليدى و ظنى ٢ـ از جهت معلوم; فلسفه علم به واجب و مبادى اوليه ممكنات است كه افضل اشياء مىباشند. ٣ـ از جهت غايت; غايت فلسفه رسيدن به حقايق ملك و ملكوت و اطلاع از دقايق قدس جبروت و... است. لذا فلسفه افضل علوم است. [نراقى، شرح الهيات، صص ٥ ـ ١١٤]