شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٦ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
از سوى ديگر، در تعريف محال هم يا مىگويند: محال چيزى است كه ضرورىّ العدم است و يا مىگويند: محال چيزى است كه ممكن نيست موجود شود. پس طبق تعريف نخست، در تعريف محال از مفهوم ضرورى و طبق تعريف دوم، در تعريف محال از مفهوم ممكن بهره برده شده است.
اگر در تعاريف اين سه مفهوم دقت كنيم در بعضى دور صريح وجود دارد و در بعضى هم دور مضمر و غير مصرّح. و دور در تعريف، نشانه حقيقى نبودن آن است.
بايد توجه داشت كه محال و ممتنع مترادفند همانگونه كه ضرورى و واجب هم مترادفند پس اگر در تعاريف اين سه مفهوم مثلا ديده شود كه در تعريف ممكن، ضرورى اخذ شده ولى بعداً در تعريف واجب از ممكن بهره مىبرند نبايد توهم كرد كه از دور رهيدهايم بلكه چون از نظر مفهومى فرقى مثلا بين واجب و ضرورى نيست هنوز دور به قوت خويش باقى است.
و كذلكَ ما يُقالُ من أنَّ الممتنعَ هو الَّذى لا يُمكن أَن يكونَ أو هوَ الَّذى يجبُ أَن لا يكونَ، و الواجبُ هُو الَّذى هو ممتنعٌ و محالٌ أن لا يكونَ، او ليس بممكن أَن لا يكونَ; و الممكنُ هو الَّذى ليسَ بممتنع أَن يكونَ أو لا يكونَ، أو الَّذى ليسَ بواجب أَن يكونَ وأَن لا يكونَ. و هذا كلُّه كما تراه دورٌ ظاهرٌ. و أَمّا كشفُ الحالِ فى ذلكَ فقد مرَّ لك فى أُنولوطيقا.
«و همچنين است آنچه در تعريف ممتنع گفتهاند كه [ممتنع ] چيزى است كه ممكن نيست تحقق يابد يا چيزى است كه ضرورتاً موجود نباشد و واجب چيزى است كه ممتنع و محال است كه محقق نباشد يا ممكن نيست كه محقق نشود و ممكن چيزى است كه ممتنع نيست كه موجود شود و يا موجود نشود يا ممكن چيزى است كه واجب نيست موجود باشد و واجب هم نيست كه موجود نباشد، همه اينها كه گفتهاند، همانگونه كه مىبينى، دور آشكار و واضح است. و تفصيل مطلب، در آنالوطيقا گذشت.»
تبيين سوم دورى بودن تعاريف واجب، ممكن و ممتنع
شيخ در اينجا باز نشان مىدهد كه چگونه تعاريف عرضه شده از واجب، ممكن و ممتنعْ دورى است. ايشان مىگويد: در تعريف ممتنع يا محال از امكان يا وجوب استفاده شده، و در تعريف واجب يا ضرورى از مفهوم ممكن يا محال بهره برده شده،