شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٠ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
بنفسه باشد[١][پس محتاج اثبات نيست تا در فلسفه اثبات شود در حالى كه خودش مبدء براى فلسفه است و دور لازم آيد] و ممكن است مبدء طبيعى در فلسفه اولى اثبات شود ولى نه بواسطه مسألهاى فلسفى كه خود بوسيله همين مبدء اثبات شده است بلكه اين مبدء طبيعى وسيله اثبات مسائل ديگرى در فلسفه اولى باشد.[٢] پس آنچه مقدمه اثبات اين مبدء طبيعى در فلسفه شده است خودش از اين مبدء طبيعى انتاج نشده بلكه از طريق مقدمه و مبدء ديگرى اثبات شده است.»[٣]
دفع دور از طريق چندگانگى مسائل فلسفه و طبيعيات
در اين فراز، شيخ با اشاره به نكته اوّلْ مىگويد: درست است كه گاهى در فلسفه از مبدء يا مبادى طبيعى استفاده مىشود يعنى مطلب يا مطالبى هست كه در علوم طبيعى به عنوان مسأله مطرح مىگردند و براى اثبات مسأله يا مسائلى از فلسفه بكار گرفته مىشوند ولى معناى اين گفته اين نيست كه مبادى همين مطالب در فلسفه اثبات مىشود تا دور لازم آيد بلكه ممكن است آن مطالب طبيعى ـ كه مبدأ در فلسفه قلمداد مىشوند ـ خود از قضاياى بديهى باشند و احتياجى به اثبات، نه در فلسفه و نه در علم ديگر، نداشته باشند.[٤]
[١] اين سخن شيخ همان مقدمه دوم است كه قبلا با اين تعبير بيان كرده بود: «ثم قد يجوز ... لابرهان عليها». و شايد علت مقدّم داشتن آن در اينجا اين باشد كه اين مطلب مؤنهاى ندارد. [ملاصدرا، تعليقات، ص ١٨ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٤٢] [٢] اين قسمت از كلام شيخ همان مقدمه اول است كه قبلا اينچنين بيان كرده بود: «ان المبدأ للعلم ليس ... براهين بعض هذه المسائل» [ملاصدرا، تعليقات، ص ١٨] [٣] گفتنى است كه در خصوص قسمت اخير كلام شيخ كه با جمله «ولكن انما تتبين به» شروع و با عبارت «بل له مقدمه اخرى» ختم مىشود، اختلافات زيادى بين شارحان و محشين كلام شيخ وجود دارد كه مىتوان اين اختلافات را هم در ضمائر و موصولات و هم مرجع آنها و هم در ساير موارد مشاهده كرد و طبعاً اين اختلافات بدنبال خود اختلاف در معناى عبارات را هم خواهد داشت [ر. ك به ملااولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٦ ـ نراقى، شرح الهيات ص ١٤٢ تا ١٤٧ ـ ملاسليمان، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٦]ولى شايد ورود در اين احتمالات و بحث از هر يك تضييع وقت باشد آنگونه كه خود نراقى فرموده است [شرح الهيات، ص ١٤٧]خصوصاً كه در سخنان شيخ از اين تشتتها و رعايتنكردن مطابقت ضمير با مرجع كم نيست. ما عبارت را بنحوى آسان معنا كرديم زيرا مراد شيخ ـ با توجه به دنباله مباحث ـ معلوم است. [٤] نمىتوان اين قسمت از كلام شيخ را جواب اول دانست زيرا اگر مسألهاى طبيعى در فلسفه مبدأ باشد ولى همان مطلب طبيعى مبدأش بديهى باشد ديگر توقفى بر فلسفه نخواهد داشت تا اشكال دور پيش آيد. [خوانسارى، الحاشيه، ص ١٢٦]