شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٠ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
«حقيقت «شيئى» است»[١] مگر اينكه مراد گوينده از «شىء» موجود باشد كه در اين صورت اين سخن مثل اين كلام مىشود كه بگوييم: الف شىءاى است و ب شيئى ديگر، يعنى «الف» موجودى است مغاير با «ب».
وأَمّا إِذا قُلتَ: حقيقةُ أ شىءٌ مّا و حقيقةُ ب شىءٌ آخر، فإِنّما صحَّ هذا وأَفاد لأَنَّك تُضمِر فى نفسِك أَنَّه شىءٌ آخَر مخصوصٌ مخالِفٌ لذلكَ الشَّىءِ الآخَر، كما لو قُلتَ: إِنَّ حقيقَة أ[٢] و حقيقةَ ب حقيقةٌ أُخرى. وَلو لا هذا الإضمارُ وهذا الاقترانُ جميعاً لم يُفد، فالشَّىءُ يُرادُ به هذَا المعنَى.
«و اما اگر بگويى: «حقيقت الف چيزى است و حقيقت ب چيز ديگرى است» حتماً سخن صحيح و مفيدى گفتهاى. چراكه در نفس خود چنين قصد دارى كه الف چيز ديگر و مخصوصى است كه با «ب» مخالف است. همانگونه كه اگر بگويى: حقيقت الف حقيقتى است و حقيقت «ب» حقيقتى ديگر است. اگر اين قصد و اقتران [حقيقت به شىء مخصوص مثل الف يا ب] نبود سخن تو مفيد نبود. پس مراد از «شىء» اين معناست.»
[١] بين شىء و حقيقت مخصوص تفاوت به عموم و خصوص است پس حمل شىء بر حقيقت كذا به منزله حمل عام بر خاص است لذا خالى از فايده نيست ولى مطلق حقيقت با شىء هيچ تفاوتى ندارد و اين دو به منزله امر واحدى مىباشند پس حمل شىء بر مطلق حقيقت به منزله حمل شىء بر خودش است و فايدهاش كمتر از حمل قبلى است. [نراقى، شرح الهيات، ص ٢٢٦] [٢] در نسخه الهيات چاپ قاهره يك «حقيقةٌ» جا افتاده است عبارت صحيح اين است: «انّ حقيقة آ حقيقةٌ و حقيقةَ ب حقيقةٌ اُخرى» [م]
در نسخههاى ديگر اين سقط وجود ندارد.[الهيات چاپ تهران، ص ٢٩٥ـ شرح الهيات نراقى، ص٢٢٦]