شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٥ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
توسط ايجاب آنها، رابطه لزوميه بين آنها برقرار كند.[١]
اين فرض كه در آن، پاى علت ثالثه به ميان كشيده شده، اشكالاتى دارد از جمله اينكه: بايد واجبالوجودهاى مفروضْ معلول غير باشند در حاليكه واجب الوجود هيچگاه معلولِ غير نخواهد بود. بعداً به اشكالات اين فرض خواهيم رسيد.
وَ المُضافانِ ليسَ أحدُهما واجباً بالآخر بَل معَ الآخرِ، وَ الموجِبُ لَهما العلّةُ الَّتى جَمَعتْهُما و أَيضاً المادّتانِ أو الموضوعانِ أَو الموصوفانِ بِهما و
[١] ملاصدرا در اينجا بار ديگر تكرار مىكند كه مراد شيخ اين است كه در تلازم وجودى بايد عليت در كار باشد يعنى فقط و فقط بين علت و معلول و يا بين دو معلول يك علت، تلازم هست و اگر دو چيزى باشند كه نه نسبت به همديگر علت و معلول باشندو نه هردو معلول علت ثالثهاى، با يكديگر ارتباط لزومى نخواهند داشت. لكن بسيارى از فلاسفه از جمله ابوالبركات بغدادى، فخر رازى و شيخ اشراق به اين امر متفطن نشدهاند و لذا توهم كردهاند كه حتى در جايى كه هيچ عليّتى در كار نيست امكان تلازم هست و مثال زدهاند به متضايقان.
شيخ براى ابطال اين توهم فرموده: «... يوجبهما جميعاً بايجاب العلاقة التى بينهما أو يوجب العلاقة بايجابهما» كه عبارت نخستين [= بايجاب العلاقة التى بينهما] اشاره دارد به تلازم در وجود خارجى آنگونه كه بين هيولى و صورت تلازم است يعنى علت خارجى هر يك از اين دو را بوسيله علاقه و ارتباط با ديگرى ايجاب مىكند. عبارت دومى [= يوجب العلاقة بايجابهما] اشاره دارد به تلازم در عقل، آنگونه كه بين دو متضايف تلازم هست.
پس در مورد متضايفان هم عليتى هست. چرا كه هر يك از دو متضايف، گرچه با ديگرى است، محتاج به امر ثالث است و آن امر ثالث علت هر دو متضايف مىباشد و نيز هر يك از دو متضايف محتاج به ماده ديگرى يا موضوع ديگرى است. پس هيچيك از دو متضايف بطور كلى بىنياز از ديگرى نمىباشد.
صدرالمتألهين در ادامه تعليقه خويش همين مطلب اخير را تفصيل بيشترى مىدهد. [تعليقات، ص٣٢]
مرحوم خوانسارى هم تعليقهاى بر كلام شيخ دارد كه در ضمن آن مطالب صدرالمتألهين را نقل و نقد مىكند. قسمتى از سخنان مرحوم خوانسارى اين است:
مراد شيخ از «يوجبهما جميعاً بايجاب العلاقة التى بينهما أو يوجب العلاقةَ بايجابهما» يا اين است كه بگوييم: علت خارجى اولا ايجاب مىكند كه بين اين دو شىء امتناع انفكاك در خارج باشد يعنى ايجاب مىكند كه اين دو شىء از هم منفك نشوند و به توسط همين امتناع انفكاك، هر دوى آنها را ايجاب كند چرا كه همين عدم انفكاك مستلزم وجود آنها مىباشد و ايجاب ملزوم، مستلزم ايجاب لازم است.
و يا اينكه بگوييم: علت خارجى اولا آن دو شىء را ايجاب مىكند و به توسط همين ايجاب، ارتباط و علاقه بين آنها را لزومى مىگرداند چرا كه ايجاب دوشى در كنار يكديگر، مستلزم امتناع انفكاك آنها از يكديگر مىباشد پس هر گاه اوّلى واجب شود دوّمى هم واجب مىشود. [الحاشية، ص ٢٤٧ تا ص ٢٥١].