شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨١ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
اين امكان نيز وجود دارد كه مبدئى طبيعى بديهى نباشد و محتاج اثبات باشد و اثباتش هم در فلسفه تحقق يابد امّا حتى در اين فرض هم دورى لازم نيايد بدين صورت كه آن مطلب يا مطالبى از طبيعيات كه در فلسفه مبدأ واقع شدهاند با مقدمات و اصولى از فلسفه اثبات شوند كه آن اصولْ محتاج به علوم طبيعى نيستند.
وَقَد يجوزُ أَن يكونَ العلمُ الطَّبيعيُّ أو الرّياضىُّ أفادنا برهانَ «إِنّ» وَإِنّ لم يُفِدنا فيه برهانَ «اللّمِّ» ثمَّ يفيدُنا هذا العلمُ فيه برهانَ «لمٍّ» خصوصاً فى العللِ الغائيّةِ البعيدةِ.
«گاهى ممكن است در علم طبيعى يا رياضى برهان «انّ» بر امرى اقامه شود ولى برهان «لم» براى همان امر را فلسفه به ما افاده كند خصوصاً در باب علل غايى بعيد.»[١]
دفع دور از طريق دوگانگى براهين يك مسأله
شيخ در برهان شفاء[٢] اين مطلب را مفصّلا مورد بحث و بررسى قرار داده است كه گاهى امرى را از راه برهان إنّ و گاهى همان امر را از راه برهان لمّ مىتوان اثبات كرد و معمولا برهان إنّ در يك علم و برهان لمّ در علم ديگر اقامه مىشود.[٣]
مثلا در طبيعيات قديم، براساس هيئت بطلميوسى، قائل به افلاك نهگانه بودند و در بين اين افلاك ترتيب خاصى را معتقد بودند. براى اثبات افلاك نهگانه برهان إِنّ اقامه مىكردند يعنى بر اساس يك سلسله دادههاى حسّى و تجربى چنين استنباط مىكردند كه نظام جهان مادى بدين گونه است. ولى به هرحال، در طبيعيات لمّيّت مسأله اثبات
[١] بعضى از محشين و شارحان كلام شيخ در اينجا به مسأله اشتراك دو علم در يك مسأله و اعطاء برهان انّ از طرف يك علم و اعطاء برهان لم از طرف علم دوم پرداختهاند. حتى ملاصدرا به مسأله اعطاء برهان لم از جانب دو علم هم اشاره كرده و اين امر را توضيح داده است [تعليقات، ص ١٨] و ظاهر كلام شيخ در اينجا هم همين مسأله است در حالى كه مشكل بر سر اشتراك دو علم در يك مسأله نبود بلكه مشكل بر سر مبدءبودن يك مسأله طبيعى در فلسفه است در حالى كه فلسفه مبادى علوم ديگر از جمله طبيعيات را اثبات مىكند. براى حل اين شبهه به كلام خوانسارى مراجعه شود. [الحاشية، ص ١١٩]
مرحوم نراقى نيز بحثهاى مفصلى دارد براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به شرح الهيات نراقى. [ص ١٤٨ تا ص ١٥٤]
[٢] فصل ٩ از مقاله ٢ برهان شفاء. [ص ١٧٤ تا ١٨٣] [٣] براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به: [خوانسارى، الحاشية، ص ١٢٧، نراقى، شرح الهيّات، ص ١٤٨].