شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - تعيين موضوع فلسفه
ادعاى ديگر شيخ اين است كه مبدء بودن از عوارض خاصه و به تعبيرى از عوارض ذاتيه موجود است. چرا؟
لأَنَّه ليسَ شىءٌ أَعمَّ من الموجودِ، فيلحقُ غيرَه لُحوقاً أَوّلياً. ولا أيضاً يحتاجُ الموجودُ إِلى أَنْ يصيرَ طبيعيّاً او تعليميّاً او شيئاً آخرَ حتّى يعرضَ له أَن يكونَ مبدأً.
«زيرا چيزى اعم از موجود نيست تا مبدء بودن عارض بر آن شود به نحو عروض اوّلى. و همچنين موجود نياز ندارد كه طبيعى يا تعليمى يا چيز ديگرى شود تا آنكه مبدء بودن عارضش گردد.»
مبدء بودن; عرض ذاتى موجود
شيخ با دو بيان تبيين مىكند كه چگونه «مبدء بودن»[١] از عوارض ذاتيه موجود است. أَوّلا امرى اعم از موجود نداريم كه مبدء بودن نخست عارض آن شود و سپس بواسطه آن امر اعم، عارض بر موجود گردد. هر عارضى كه واسطه أعمّ نداشت، عرض ذاتى بحساب مىآيد.
ثانياً چون براى عارض شدن مبدئيت بر موجود، نيازى نيست كه موجودْ تخصّص طبيعى، رياضى يا اخلاقى و غير آن پيدا كند پس مبدئيتْ عارض بر موجود مطلق مىشود نه موجود متخصّص به خصوصيت طبيعى، رياضى و غير اينها. پس بحث از «مبدئيت» پرداختن به يكى از عوارض ذاتيه موجود مطلق است لذا در فلسفه مطرح مىشود.
ثُمَّ المبدأُ ليسَ مَبدأً للموجودِ كلِّه، و لو كانَ مبدأً للموجودِ كلِّه لكانَ مبدأً لنفسِه، بل الموجودُ كلُّه لا مبدأَ لَه، إِنَّما المبدأُ مبدأٌ للموجودِ المعلولِ. فالمبدأً هو مبدأٌ لبعضِ الموجودِ. فلا يكونُ هذا العلم يبحثُ عن مبادىء الموجودِ مطلقاً.[٢]
[١] شيخ در اين قسمت تنها به «مبدئيت» و عرض بودن آن پرداخت حال آنكه اشكال مستشكل حتى روى «ذوالمبدء» بودن هم وارد است. چون بين «مبدء بودن» و «ذوالمبدء بودن» تفاوتى نيست يعنى هر دو عارض بر «موجود» مىشوند. وقتى مبدء بودن عارض بر بعضى از موجودات شد، «ذوالمبدء بودن» عارض بر بعضى ديگر از موجودات خواهد شد. [نراقى، شرح الهيات، صص ١ـ٩٠] [٢] در نظر بعضى از محشين و شارحين، اين عبارت كه با «ثمَّ» آغاز مىشود جواب دومى است از اشكال مذكور. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ١٢] ولى بعضى ديگر معتقدند كه اين عبارت تتمه جواب قبلى است [براى نمونه بنگريد: ملا اولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٧٦]. و مرحوم خوانسارى و نراقى در اينجا مفصلا مطالب صدرالمتألهين را نقد كردهاند [خوانسارى، الحاشية، ص ٨٥ تا ٨٩ ـ نراقى، شرح الهيات ص ٩٤ به بعد]