شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٠ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
شيخالرئيس در مقاله پايانى همين كتاب الهيات گفته است كه[١] اشكالى نيست كه ذات واجب الوجود را نسبت به بعضى از اوصاف اضافى ممكن الوجود بناميم مثلا بگوييم علت بودن واجب نسبت به زيد ممكن است. البتّه مراد شيخ امكان بالقياس است. يعنى مثلا اگر واجب الوجود را با ممكن الوجودى كه بعضى از اجزاء علتش محقق است بسنجيم «امكان بالقياس» دارد نه «ضرورت بالقياس».
صدرالمتألهين به شدّت به شيخ حمله كرده و فرموده: كسى كه قلبش به انوار حكمت متعاليه نورانى شده باشد به چنين امورى رضايت نمىدهد. و بعد از توضيحات نسبتاً مفصّلى بار ديگر مىگويد: شگفت ازشيخ است كه با اين همه غور در علوم و قوّت حدس و ذكاء در معارف، چگونه نتوانسته بفهمد كه امكان در ناحيه واجب الوجود بهيچ وجه راه ندارد.[٢]
ما بررسى اين سخنان و داورى درباره آنها را به محلّ مناسبش وا مىگذاريم.
غرض اينكه «ضرورت بالقياس» هم مثل «امكان بالقياس» يك مفهوم عقلى است كه عقل با مقايسه دو چيز آن را ادراك مىكند.
حال سؤال اين است كه عقل در چه جايى «وجوب بالقياس» را اعتبار مىكند؟
«ضرورت بالقياس» و نسبت آن با «تلازم»
پاسخ اين است كه عقل در جايى كه بين دو شىء علاقه لزوميه باشد، «ضرورت بالقياس» را اعتبار مىكند يعنى هميشه «ضرورت بالقياس» با علاقه لزوميه همراه است گرچه هركدام اعتبار مستقلّى به شمار مىروند.
علاقه لزومية گاهى يك طرفى است و گاهى دوطرفى. مثلا اگر معلول را با هر يك از اجزاء علت تامهاش بسنجيم مىيابيم كه در ظرف تحقق معلول، وجود هر يك از اجزاء علت تامه هم ضرورت وجودى دارد، كه اين همان ضرورت بالقياس است، ولى
[١] فصل هفتم از مقاله هشتم الهيات شفاء (الهيات شفاء، چاپ قاهره، افست: كتابخانه آية الله النجفى، قم)، ص ٣٦٦. [٢] نقل به معنا از اسفار، ج ١، ص ١٢٦ و ١٢٨.
آية الله جوادى آملى در رحيق مختوم (= شرح حكمت متعاليه)، ج ١، ق ٢ [= بخش دوم از جلد اول] ص ٢٥٦ تا ٢٦٨ به سخن شيخ الرئيس و اشكال ملاصدرا بر شيخ و نيز به اقوال ديگران كه قبل از ملاصدرا به واجب بودن جميع صفات واجب ـ چه صفات فعل، چه صفات اضافى و چه صفات حقيقى ـ قائل شدهاند مثل افلوطين در اثولوجيا و يا خواجه نصير طوسى در تلخيص المحصل اشاره دارند. طالبين بدانجا مراجعه كنند. و نيز ر.ك: تعليقة على نهاية الحكمه، ص ٨٨ تا ص ٩١.