شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
شيخ مىخواهد بگويد كه رابطه فلسفه با علوم ديگر رابطه علم أَجلّ وأَشرف با علوم أدون و أخس است. سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه چرا فلسفه نسبت به علوم ديگر اشرف و اجلّ است؟
وجه أشرف بودن فلسفه
وجهى كه براى اشرف بودن فلسفه مىتوان ذكر كرد اين است كه چون فلسفه از اشرف موجودات يعنى خداى تبارك و تعالى و نيز از وسائط فيض و موجودات عاليه و مفارقات و مجردات بحث مىكند و اين موجودات، اشرف از موجوداتى هستند كه در ساير علومْ مورد بحث قرار مىگيرند پس فلسفه نسبت به علوم ديگر شرافت و برترى دارد.
توجيه مبدء بودن فلسفه نسبت به علوم ديگر
اين وجه قابل فهم و بىنياز از استدلال است. لكن ظاهر عبارت شيخ در اينجا امرى بيش از وجه مذكور است. زيرا ظاهر اين كلام «فكذلك العلم به مبدء لتحقق العلم بتلك» كه همانگونه كه خود خدا مبدء براى وجود اشياء مىباشد، همينطور علم به خدا مبدء ساير علمها است. و به ديگر سخن: همانگونه كه خدا علت حقيقى جميع موجودات است، فلسفه هم علت و مبدء حقيقى همه علوم است. چرا شيخ فلسفه را مبدء براى جميع علوم تلقى كرده است؟ چگونه مىتوان اين ادعا را توجيه نمود؟
ظاهراً اين ادعاى شيخ مبتنى بر قاعده مشهورى است كه ايشان در فلسفه پذيرفته است و آن اينكه: «ذوات الاسباب لاتعرف الا باسبابها». يعنى اگر موجودى معلول و داراى سبب بود، معرفت به آن متوقف بر معرفت اسباب و علل آن است. جهان ممكنات همه معلول خدا هستند پس معرفت به ممكنات ـ كه از علوم جزئى حاصل مىشود ـ متوقف بر معرفت به واجب است ـ كه مقصود از فلسفه همين معرفت است ـ پس علوم جزئى متوقف بر فلسفهاند و فلسفه مبدء آن علوم است.
پيرامون اين قاعده و مفاد آن اشكالاتى بنظر مىرسد كه در دروس برهان شفاء[١] و
[١] شيخ در فصل ٨ و ٩ از مقاله ١ برهان شفاء مطالبى تفصيلى پيرامون اين قاعده و مجراى آن و دليل بر صحت آن آورده است. [برهان شفاء، ص ٨٥ تا ص ٩٨]
استاد مصباح هم در دروس برهان شفاء، مطالبى در خلال شرح و تفسير عبارات شيخ در فصول مذكور، پيرامون اين قاعده و مجراى آن و انتقاداتى پيرامون آن آوردهاند. [ترجمه و شرح برهان شفاء، جلد اول، ص ٢١٣ به بعد] كه چون انتقادات و بررسىهاى ايشان بطور يكجا در تعليقه بر نهاية الحكمه آمده است لذا ما هم به نقل مطالب از تعليقه اكتفا مىكنيم. به پاورقى بعدى مراجعه كنيد.